
روزهای اول آشنایی برای بسیاری از همسران ، سرشار از لحظات گرم و به یاد ماندنی است. روزهایی که انتظار کشیدن برای باهم بودن بسیارلذت بخش است و زن وشوهر گمان می کنند ، عشقشان هرگز پایان نخواهد گرفت.
حرف ها قشنگ است و آرزوها رویایی . هر چقدر هم که منطقی انتخاب کرده باشید باز هم با شروع باهم بودن و محرمیت ، اوج احساسات طرفین روز های شیرینی را می سازد که هرچند با « زیر یک سقف » رفتن کم کم مشکلات و اختلاف نظرها نمایان می شود اما به دلیل جاذبه ی خاصی که همسران برای هم دارند ، این اختلافات تحت الشعاع قرار می گیرد.
اگر همسران در کنار داشتن لحظاتی عاشقانه به فکر نزدیکی بیشتر افکار و روش زندگی شان نباشند ،بعد از مدتی که احساسات و نیازهایشان فروکش کرد ، و جنبه ی منطقی بیشتری گرفت ، مشکلات نمایان تر می شوند.
متاسفانه خیلی از ازدواج ها این سیر را ادامه می دهند و به جایی می رسند که بعد از گذشت سال ها و داشت فرزند یا فرزندان دیگر دو نفر کاملا از هم دور شده و چون دو هم خانه ی کمی آشنا زندگی می کنند.یگر برای دیدن هم انتظار نمی کشند وگاهی از دیدن هم فرار هم می کنند.
مامان بچه ها و بابای بچه ها ، بجای اینکه باز هم با هم از دنیا یشان ،فکرهاو آرزوهای شان صحبت کنند ،اگر فرصتی برای با هم بودن داشته باشند ،آنرا به مدرسه ی فرزند و خرید لوازم خانه و شکایت از خانواده ی هم و در مواقع حاد تر افسوس آرزوهای بر باد رفته می گذرانند.
البته اگر بخواهیم واقع بین باشیم باید بگوئیم که حفظ ارتباط عاشقانه در طول سالیان و با توجه به مشکلات و رویدادهایی که در طول زندگی اجتناب ناپذیر است ،کارساده ای نیست و نیاز به توجه و همراهی طرفین دارد.اما اگر نتیجه بدهد بسیار لذت بخش است . تصور کنید سال های سال زندگی مشترک در کنار کسی که با تمام وجود دوستش دارید ، بسیار شیرین خواهد بود.اصلا تعبیر زیبای «به پای هم پیر شین» که در روز های اول آشنایی خیلی ها به زوج های جوان می گویند، به این معنی نیست که همدیگر را تحمل کنید تا مو هایتان سفید شود بلکه آرزویی است که در پشت کلمات ظاهری اش معنی زیبای عشقی جاودانه را به همراه دارد.
عوامل سرد شدن روابط همسران بعد از گذشت سال ها:
- تغییر در طول زمان .
بین دونفرکه تصمیم به ازدواج می گیرند ، نقاط مشترک زیادی وجود دارد ولی از آنجا که انسان ها در طول زمان تغییر می کنند.هر کدام از همسران هم در طول سالیان تغییر کرده اما با هم و به یک سمت تغییر نمی کنند . به همین دلیل بعد از ده سال هر کدام کیلومتر ها از نقطه ی آغاز فاصله گرفتند ، آن هم در مسیر های مختلف.
-صاحب فرزند شدن.
ورود فرزندان به زندگی همانقدر که علتی است برای امکان بیشتر باهم بودن ، در اثر غفلت زن وشوهر بخصوص زن ،می تواند خود علتی برای فراموش کردن و کم رنگ شدن طرف مقابل باشد.
- ادامه ی تحصیل و علایق شغلی.
هر کدام از همسران ممکن است در طول زندگی مشترک به فکر ادامه ی تحصیل بیافتند و یا در شغلشان پیشرفت کرده و وقت بیشتری را صرف آن کنند و یا حتی در زمانی در کارشان دچار بحران شده و هم وقت بیشتری را بیرون از خانه صرف کنند و هم از لحاظ روحی تحت فشار باشند ، هرکدام از این عوامل اگر درست مدیریت نشود ، ممکن است به ارتباط زن وشوهر لطمه وارد کند.
- از بین رفتن جاذبه های زن وشوهری.
خیلی از همسران بعداز بچه دار شدن و گذشت چند سال ،احساس می کنند دیگر از آن ها گذشته است. حلال خداوند را بر خود حرام کرده و از هر گونه ابراز محبت نسبت به همسر ابا می کنند در صورتی که نیاز ها به قوت خود باقی است وهمین دوری کردن از نیاز طبیعی باعث بد خلقی و بهانه گیری طرفین می شود.
- حل نکردن اختلافات در زمان مناسب.
زن و شوهر هر چقدر هم که زندگی خوبی داشته باشند بالاخره گاهی اختلاف پیدا کرده و ممکن است در حین بگومگو حرف هایی را که نباید ،بگویند. بعضی از همسران کدورت ها را از بین نمی برند ، راجع به آن با یکدیگر حرف نمی زنند و بدین صورت گره های کوچک را تبدیل به گره ای کور می کنند که به این سادگی ها قابل گشودن نیست و همین باعث می شود تا هر گاه به زندگی مشترک شان فکر می کنند ، یاد ناملایمات و خاطرات تلخشان می افتند.
- عدم تلاش برای جذب یکدیگر.
دختر و پسری که برای جای شدن در دل یکدیگر ، هر کاری می کردند و زیباترین واژه ها را بکار می بردند ، دیگر اهمیتی به احساس همسرشان در قبال عملکرد خود نمی دهند و برایشان دیگران (فامیل،همکار،همسایه و..) مهم تر از شریک زندگی شان است.
اگر به زندگی اطرافیان و خودمان توجه کنیم دلایل دیگری را که باعث از بین رفتن احساس روزهای اول آشنایی می شود
را پیدا می کنیم که می تواند به زندگی مان کمک کند . یادمان باشد حفظ رابطه به بهترین وجه ،ارزشمند ترین هدیه ای است که به خود ،همسر و فرزندانمان می دهیم.
خوشبخت و عاشق بمانید…
نظراتتون رو برای کامل تر شدن این مبحث بنویسید.
درسته که در همه انسانها نیاز به جذب شدن و جذاب بودن هست اما چطور میشه که برخی از آدمها برای ما جذاب ترن؟چرا همسر ما انتخاب شده؟آیا دلیلش این بوده که هر روز جوک جدیدی برای گفتن داشته؟یا اینکه هرروز صبح با یک جمله جدید جواب با ما سلام میکنه؟درسته که هر کدوم از ما دنبال چیزهایی برای جذب شدن هستیم اما نباید رابطه ها را به صرف جذب شدن تعریف کرد!پس چطور میشود که همسری،مثلا زن خود را که بیمار بوده و هیچ توان حرکتی ندارد در زمان طولانی تر و خشک کرده و برایش همچنان بهترین است؟
شاید خیلی ها به عشق و دوست داشتن به حد گذشت از خود اعتقادی نداشته باشند اما تنها چیزی که باعث میشود همسرها سالیان سال به هم زندگی کرده و مکمل هم باشن همین علاقه زیاد هست.
من حرفی روی این ندارم که باید برای شریک خود جذاب بود اما قبول ندارم که من به عنوان شریک هنگامی که طرف مقابلم برایم جذابیتی نداشت حق دارم هرکاری را بکنم یا رفتاری مشابه اون داشته باشم.فکر میکنم به عنوان مکمل باید جذابیت خودم رو بیشتر کرده و مشکل شریکم رو بفهمم.البته این نظریه و تفکر زمانی قابل اجرا هست که از هر دو طرف همچین تفکری بروز پیدا کنه…
خوشبخت باشید!
وقتی همسر من به طور مداوم افسردگی داره و بل همه چیز با بی میلی برخرود میکنه چه کار باید کرد؟؟ چطور می شه واسه یه همچین آدمی جذاب بود در حالی که خودش دیگه هیچ جذابیتی نداره ؟؟؟؟؟؟ خسته شدم ! به خدا خسته شدم !
اگر واقعا نمیتونی ادامه بدی جدا شو ؟ در زندگی یکی از دوستان من هم مشکلاتی وجود دارد که با هم تفاهم ندارند و زندگی را با لج بازی پیش می برند و همدیگر را تخریب و احساسات هم را جریحه دار می کنند به نظر شما چکار کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نظر من باید بگم خاک بر سر اون مرد کنن که نتونسته زندگی رو گرم و صمیمی نگه داره و نتونسته زنش رو جذب کنه چنین مردی حقش هست گیر زنهای خیابونی بیافته وایدز بگیره و هر چه زودتر بمیره و همه رو راحت کنه
be nazare man ,ina hame harfe…marda khod be khod baade ye moddat az zaneshon sir mishan…har vche ghadr ham ke zane bichre be khodesh va zendeghish berese…farghi nemikone…in rasme zendeghist…
سلام
اهداف واشتراکات بالا ، سطح علمی-خانوادگی-مالی-اعتقادی به نسبه مشترک و …..
که همگی درقالب اصطلاح” کفو” ویا “هم سر” مطرح میشود یکی ازاساسی ترین عوامل ایجادصمیمیت،همدلی ورفاقت پایدارزن وشوهراست.صمیمیت، محبت واعتمادمی افریند.
بد دلی،بد زبانی،پرخاشگری،عدم توجه به طرف مقابل،…..همگی میتواندناشی از کوچک دیدن طرف مقابل ویاخودبزرگ بینی فردباشد.اگرزوجین هرکدام حس کنند که درزندگی مشترک بالاترازطرف دیگرند وبرای انها ادامه این زندگی مشترک جز بسوز وبساز خویش سودی ندارد وطرف مقابل درحال سودبردن است!قطعا ازطرف ایشان سودبردن طرف مقابل ازبین خواهدرفت!
دوران نامزدی دورانی است طلایی
به گفته روانشناسان ازدواج،این دوره درطول زندگی واقعی افرادتکرارنخواهدشد چون دورانی غیرواقعی است وهرچقدرکه مناسب باشدبایدانرا طولانی نگاه داشت!
بعدازازدواج روابط زن وشوهربرتعادل ۴ اصل برقرار است:
عواطف واحساسات ، سکس وروابط زناشویی ، عقل ، پول
معمولا کفه عواطف وسکس دراین روابط برای زنان سنگین تراست
وکفه عقل وپول برای مردان
تصورکنیدیکی ازطرفین مزایای طرف مقابل رانیز کسب کند
بطورمثال زنی ازخانواده ثروتمندکه تحصیلات دکترانیزداشته باشد ویامردی زیبا وخوش اندام و ورزشکارکه تحصیلات و تملول بالایی داشته باشد و ……
مطلب و کامنت ها رو خوندم. فقط دلم نیومد در جواب خانومی با اسم نرگس کامنت گذاشته بودن جوابی ندم.
شما آیا کاری کردید برای اینکه افسردگی ایشون برطرف بشه؟ فرد افسرده نیاز به همراهی و پشتیبانی کامل داره. دلیل افسردگیش هر چی باشه بهش بفهمونید که همیشه و تو هر شرایطی کنارش هستین. نگذارین فکر کنه تنهاست در مقابل هر چیزی که باعث افسردگیش شده. نه تنها با کارهاتون بلکه حتی بیشتر با کلامتون بهش نشون بدین که تو این جبهه تنها نیست. مردا خصلت پیروزی طلبی دارن و دوست دارن در هر موردی پیروز باشن. بهش بفهمونید اون فاتح قلب شماست اون قهرمان زندگیتونه و شما بهش افتخار میکنید. نه تنها در خلوتتون تو جمع هم همینطور باهاش رفتار کنید. از یک روانشناس هم کمک بگیرید امیدوارم هر چی که هست هر چه زودتر برطرف بشه.
موفق باشید.
مطالبتون خیلی مزخرف بود ما که بهرهای نبردیم زیادی از مردا بد گفتید امیدوارم یه ویروسی به جون سایتت تو بکت که دیگه ندینومیم تو اینترنت
من که واقعا نمیدونم چرا پس از یک مدتی که از ارتباط عاطفی سپری میشه .حدود ۳ الی ۵ هفته من دیگه حس آنچنانی به طرف مقابل ندارم و این آزارم میده چون همیشه دوست دارم با یک نفر برای همیشه متصل باشم. نکنه این فقط یک رویاست. بیش از ۹۰ درصد مردانی که میشناسم و متاهل هستند یه جورایی به زنان یا دختران دیگه متمایل هستند و یا رسما ارتباط دارند.
دارم کم کم به این نتیجه میرسم که اخلاقیات در برابر طبیعت (فیزیولوژی) کم آوردند.