منوی اصلی
صفحه نخست
تماس با ما
ارسال و تقدیم اس ام اس
تبادل لینک
موضوعات
  • دسته‌ها
    • تصاویر (۱۰)
      • تصاویر جالب (۸)
      • مدل لباس و فشن (۲)
    • تفریح و سرگرمی (۶۱)
      • داستانک (۵)
      • فال روز (۳۴)
      • مطالب جالب (۱۵)
      • مطالب طنز (۷)
    • خانواده (۱۲)
      • آیین همسر داری (۶)
      • تربیت فرزندان (۴)
      • خواستگاری و ازدواج (۱)
    • دسته‌بندی نشده (۱)
    • مجله سلامت (۱۹)
      • تناسب اندام (۴)
      • خواص خوراکیها (۵)
      • پزشکی و سلامت (۱۰)
    • هنر آشپزی و خانه داری (۸)
      • دسر و بستنی (۱)
      • غذاها (۳)
      • نکات خانه داری (۴)
    • پیامک – اس ام اس (۹)
      • جملات قصار (۱)
      • جوک بامزه (۱)
      • سرکاری (۱)
      • عاشقانه (۱)
      • مناسبت ها (۵)
    • گوناگون (۸)
      • روانشناسی (۵)
      • موفقیت در کسب و کار (۱)
  • دیگر سایت ها
    وبلاگ مهدی رمضانی
    انجمن تخصصی بهترینها
    وب سایت بهترینها
    تبادل لینک
    وبلاگ تسنیم
      امـروز : چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۰
      تعداد کل مطالب : 125
      بازدید کل : 2065
      به پرتال تفریحی بهترینها خوش آمدید

    جستجو :
    پربازدیدترین مطالب
    • خونسردترین دروازه بان جام جهانی ! - 4,387 بازدید
    • عکس: عجیب ترین و زیباترین کیک های عروسی - 2,229 بازدید
    • علل کم رنگ شدن روابط عاطفی بین همسران - 2,156 بازدید
    • تماس با ما - 2,028 بازدید
    • متن های زیبا برای تبریک روز معلم - 1,671 بازدید
    • تبادل لینک - 1,575 بازدید
    • جوک های بامزه سری اول - 1,524 بازدید
    • از ماهی منتفرم، آیا میشود یک جایگزین دیگر مصرف کرد؟ - 1,422 بازدید
    • کراتین مفید است یا مضر ؟ - 1,305 بازدید
    • صحنه های جالب ؛ فقط در ایران … - 1,275 بازدید
    مشترک شوید

    خروجی فید rss

    حتی یک مطلب از پرتال تفریحی بهترینها را از دست ندهید ! آدرس ایمیل خود را اینجا بگذارید ، تا آخرین نوشته‌های سایت به ایمیل تان ارسال شود.

    اس ام اس هامان را به اشتراک بگذاریم
    تبلیغات
    محل تبلیغ شما
    محل تبلیغ شما
    پرنده چاقی که باید رژیم بگیرد! +عکس

    پرنده‌ای که به‌خاطر چاقی قادر به پرواز‌کردن نیست باید رژیم‌ بگیرد!
    مسئولان محیط‌ زیست استرالیا می‌گویند قضیه از این قرار است که این کوکابورا یا جغد قهوه‌ای علاقه فراوانی به خوردن سوسیس دارد و به‌همین خاطر دچار اضافه وزن شده ‌است.
    این پرنده در یکی از پارک‌های ملبورن در حالی پیدا شد که به‌خاطر این مشکل قادر به فرار از دست یک گربه نبود!

    مسئولان محیط‌ زیست می‌گویند که وزن این پرنده اکنون ۵۴۰‌گرم است که ۴۰‌درصد بیشتر از میانگین وزن جغدهای قهوه‌ای به حساب می‌آید. این پرنده اکنون به یک مرکز دامپزشکی منتقل شده و قرار است به‌زودی با یک برنامه‌غذایی وزنش را کم کند.

    موضوع: تفریح و سرگرمی, مطالب جالب | بازدید: 305 | تاریخ ارسال: ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
    ۱۰ مورد از زشت‌ترین ساختمان‌های دنیا!

    گردشگری همیشه دیدن زیبائی های جهان نیست. گاهی شاید،‌ مناظر، بناها،‌ مناطق و حتی جاذبه‌هایی دیده شوند که نه از روی جذابیت و زیبایی بلکه به دلیل عدم هماهنگی ونا زیبایی خود، منظر جالب توجه مسافران شده‌اند.

    لیست زیر،‌ بررسی کارشناسانه متخصصان یک سایت گردشگری است که به ارائه و معرفی برخی از زشت‌ترین و نامتجانس‌ترین بناهای جهان پرادخته و به گفته دبیر مسئول آن: برخی از این بناها، جذابیتی خاص خود را دارند در حالی که مابقی آنها چیزی جز یک ضایعه اجباری در مجموعه خود نیستند. با این حال گذشته از عشق یا تنفر نسبت به آن‌ها، نمی‌توان از سرگرم‌کننده بودنشان به سادگی گذشت.
    ۱-سالن شهری بوستون، ماساچوست:
    اگر چه این ساختمان تمام بتونی در زمان خود به عنوان یکی از زیباترین ساختمان‌های شهر به شمار می‌رفته اما امروزه به دلیل ناهمگنی ظاهر سخت و زمخت خویش در میان معماری‌های زیبا و هنری دیگر ساختمان، موجی از انتقادها را از همه طرف به سوی خود روان می‌بیند. در این میان تنها چیزی که تاحدودی مانع از محو شدن همیشگی این بنا شده نزدیکی آن با جاذبه‌های زیبای اطراف بوده است.
    ۲-برج مونت پاراناس،‌ پاریس، فرانسه:
    اگر چه طبق یک نظریه جهانی این برج شوم چیزی جز یک لکه ننگ برای فریبنده‌ترین شهر دنیا نیست اما منتقدان این بنا بر یک اصل متفق‌القول بوده و تنها یک دلیل را در پربیننده‌ بودن آن مؤثر می‌دانند:
    برج مونت پاراناس، تنها مکانی است که می‌توان تمام شهر را بدون دیدن آن تماشا کرد.
    ۳-بنای نعل‌اسب(نشانه‌شانس)، توری،فنلاند:
    این بنا، ظاهری غول‌پیکر دارد، اما آنچه که باید درباره این سازه عظیم‌الجثه دانست،‌دیده شدن از دومین مرکز فروشگاهی شهر در فرسنگ‌ها دورتر از آن است. در حقیقت شهرکی که این بنا در آن قرار دارد پیام دوستی همیشگی خود را به کمک این نعل‌های خوش‌شانس به بازدید‌کنندگان می‌فرستند.
    ۴-کلیسای جامع مترو پلیتن، لیورپول، انگلستان:
    این بنا حتی برای کارکنان داخل خود نیز، منبع و چاشنی اصلی لطیفه‌ها و شوخی‌های فراوان است. با این وجود و حتی با توجه به تمسخرآمیز بودن آن، حتی کارکنان نیز حرفی در برابر زیبایی و عظمت فضای داخلی این کلیسا ندارند.
    ۵-پایانه اتوبوس‌رانی نیویورک، آمریکا:
    شاید تمام آن کسانی که برای یک‌بار از کنار این مجموعه عبور کرده‌اند این سؤال را از خود پرسیده اند که سرانجام ساخت این پایانه چه زمانی به اتمام می‌رسد، اما با تمام افسوس باید به این نکته اسف‌بار اعتراف کرد که این بنا، یک ساختمان کامل است.
    زشتی این ساختمان به حدی است که از دید شهروندان نیویورکی و هم در نگاه گردشگران چهره‌ای کاملاً منفور پیدا کرده و هیچ راهی را جز سوار شدن در اولین قطار عبوری برای مسافران باقی نخواهد گذاشت.
    ۶-تورس دو کولون، مادرید،‌ اسپانیا:
    برج‌های تورس دو کولون، همچون یک همزن عظیم‌الجثه نمک و فلفل از دورترین نقطه شهر مشخص شده و به همین دلیل نفرت و نارضایتی پایتخت‌نشینان اسپانیا را به وجود آورده است.
    شباهت این دو برج به دو شاخه سیم‌های برق، نام “دوشاخه” را برای آن به ارمغان آورده است. دو شاخه‌هایی که تنگ در تنگ یکدیگر، محکم و استوار ایستاده‌اند.
    ۷-موزه هنرهای زیبای لیختن اشتاین:
    برخی کوچک بودن این موزه را افتخار آمیز و برخی دیگر مایه تنفر نسبت به آن می‌دانند.
    از اینرو تنها جنبه مثبت این موزه،‌عجیب و غریب بودن آن است که در میان اسرارآمیز‌ترین مصنوعات بشری مبدل به یکی از اسرارآمیزترین ساخته‌های امروزی جهان شده است.
    ۸-ساختمان پارلمان اسکاتلند، ادینبورگ:
    سنگ، چوب درخت بلوط و خیزران یا بامبو، اصلی‌ترین مصالحی هستند که در ساخت ساختمان پارلمان اسکاتلند مورد استفاده قرار گرفته‌اند. ساختمانی که مرکز اصلی تمام مباحث روزمره این کشور محسوب می‌شود. با این وجود خوشبختانه مباحثی که درون ساختمان مطرح می‌شوند نسبت به آنچه که درباره خود آن مطرح می‌شود بسیار بوده و تاکنون مجالی برای نقد و بررسی نما، ظاهر و در نهایت امنیت این بنا عنوان نشده‌اند.
    ۹-کتابخانه مرکزی بیرمنگهام، انگلستان:
    تنها با نگاهی گذرا به این کتابخانه می‌توان به این حقیقت پی برد که به چه دلیل سبک معماری به کار رفته در آن را سبک شکننده و متزلزل عنوان کرده‌اند. به همین دلیل از سال‌های پیش تاکنون، فرضیات و مباحث پیچیده‌ای در خصوص احتمال فروریختن آن، دغدغه اصلی مسئولان شهر بیرمنگهام شده است.
    ۱۰_مجسمه پتر کبیر، مسکو، روسیه:
    این مجسمه که ارتفاع آن به اندازه یک بنای ۱۵ طبقه‌ای است توسط یکی از جنجالی‌ترین مجسمه سازان و نقاشان جهان طراحی و ساخته شد.
    این مجسمه‌ساز که زوراب سرتلی نام دارد، خالق مجسمه کریستوف کلمب است که اثر او پس از ارسال به امریکا با مخالفتی شدید مواجه گردیده و به روسیه بازگردانده شد.
    موضوع: تفریح و سرگرمی, مطالب جالب | بازدید: 467 | تاریخ ارسال: ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
    رستورانی که در آن مشتریان باید همه غذای‌شان را بخورند
    یک رستوران‌دار در استرالیا در مواجهه با باقیمانده‌های غذای مشتریانش از آنها خواسته است که یا به خاطر کره زمین هر چه در بشقاب‌شان هست، بخورند یا جریمه بدهند و دیگر برنگردند.

    به گزارش خبرگزاری رویترز خانم سرآشپز یوکاکو ایشیکاوا که رستوران ۳۰ نفره را در ساری هیلز در حومه سیدنی اداره می‌کند، برای مشتریانی که همه غذای‌شان را بخورند ۳۰ درصد تخفیف قائل می‌شود.

    رستوران او با نام وافو خودش را “آشپزخانه ژاپنی عاری از گناه” توصیف می‌کند.

    ایشیکاوا در فهرستی از سیاست‌های رستورانش که بر روی در این غذاخوری نصب شده است، نوشیته است: “برای دخیل شدن در ایجاد آینده‌ای پایدار، ما خواستار چیزی اندکی بیشتر نسبت به سایر رستوران‌ها هستیم.”

    این فهرست خواستار تمام کردن همه غذاهای سفارش‌داده‌ای هستند که ارگانیک، و عاری از گلوتن، لبنیات، قند و تخم مرغ هستند، و سرآشپز و کارکنانش به مردم می‌گویند آنهایی که بشقاب‌شان را پاک نکنند، باید دفعه بعد رستوران دیگری را انتخاب کنند.

    منوی این رستوران می‌گوید: “تمام کردن غذای‌تان به این معناست که هرچه در بشقاب‌تان است، بخورید به جز برش‌های لیمو، گاری (زنجبیل سوشی) و واسابای.”

    “لطفا توجه داشته باشید که سبزی‌ها و سالادی که در کنار بشقاب شماست، تزئینی نیست: آنها بخشی از غذای شما هم هستند.”

    این خط مشی سختگیرانه رستوران وافو باعث خوش‌‌آمد، برخی از افراد شده است، اما برخی از منتقدان هم آنها بیش از حد سخت خوانده‌اند، موضوعی که ایشیکاوا به آن اعتنایی ندارد.

    و در بیانیه‌ای روی وب‌سایت رستوران‌ش می‌گوید: “وافو تنها یک رستوران نیست؛ اینجا دنباله‌ای اخلاق شخصی یوکاکو نسبت به تغذیه و مواد غذایی برای آینده است.”

    “ما تنها متعهد به سرو کردن غذاهایی هستیم که بدن را تغذیه کنند و به آن احترام بگذارند، اما ما به طور فعال به برداشت پیشگیری از مواد زائد متعهد هستیم؛ مسئولیت خود نسبت به محیط زیست و تداوم آن برای آینده جدی می‌گیریم.”

    موضوع: تفریح و سرگرمی, مطالب جالب | بازدید: 228 | تاریخ ارسال: ۱۷ خرداد ۱۳۸۹
    نگاهی به تمام شایعات اخیر ستاره‌های سینمای ایران!!

    شایعه می‌سازم پس هستم

    برخی‌ از ‌سینماگران‌ ‌انرژی ‌زیادی ‌صرف‌ تکذیب‌ حرف‌هایی ‌می‌کنند که ‌از ‌اساس‌ غلط هستند
    در لابه‌لای اخبار سینمایی جمله «تکذیب می‌شود» را زیاد می‌شنویم. به همین دلیل وقتی خبرهای حوزه سینمای ایران را می‌خوانیم، نمی‌توانیم دربست باورشان کنیم. همیشه آمادگی داریم برای این که خبری تکمیلی منتشر شود و بگوید خبر قبلی درست نبوده و صحیحش این است که… .
    یک لحظه فکر کنید و ببینید از آخرین شایعه سینمایی که شنیدید، چند روز می‌گذرد. حتما می‌دانید که یکی از بزرگ‌ترین و عجیب‌ترین شایعه‌های امسال، انتشار خبر ازدواج الناز شاکردوست و علیرضا حقیقی، دروازه‌بان پرسپولیس بود. او پس از شنیدن این خبر گفت: من این آقا را اصلا نمی‌شناسم و نمی‌دانم اصلا برای چی برخی این کارها را می‌کنند. او اکنون در پی شکایت از کسانی است که این گونه اخبار را منتشر کرده‌اند. چند روز بعد شاکردوست مجبور شد خبر دیگری را هم تکذیب کند. او تاکید کرد: من هیچ دیداری با آقای مشایی قبل از سال جدید نداشته‌ام و واقعا متاسفم که برخی سایت‌های خبری در انتشار اخبار کذب و دروغ متبحر شده‌اند.
    نکته جالب این که در خبر دیدار الناز شاکردوست با مشایی بر دیدار مشایی با جهانگیر کوثری و تهمیه میلانی هم اشاره شده است در حالی که این خبر نیز از سوی این دو هنرمند پیش از این تکذیب شده بود! این خبر هم چند روز پیش منتشر شد: لیلا حاتمی و علی مصفا به دادگاه احضار شده‌اند. علی مصفا چند روز بعد با تکذیب خبر مفتوح شدن پرونده‌ای علیه خانواده خود در شعبه ۳۸ دادگاه، حضور خود و لیلا حاتمی را در دادگاه تنها به عنوان شاهد درباره پرونده کلاهبرداری فردی علیه یکی از اقوام خود عنوان کرد. این گونه است که سینماگران مجبور می‌شوند دائما در مسیر تایید و تکذیب حرکت کنند.

    محمدرضا گلزار، شایعه‌هایی برای تمام فصول

    در بین ستاره‌های مرد، محمدرضا گلزار رکورددار جدال با حاشیه‌ها و شایعه‌هاست. نکته جالب درباره گلزار این است که حتی خبرهای صحیح مربوط به او هم پس از چندی تکذیب شده‌اند.
    خبر دستمزد ۹۰ میلیونی گلزار برای ۳ روز بازی در فیلم «دموکراسی تو روز روشن» بلافاصله پس از انتشارش از سوی کارگردان تکذیب شد، اما چند ماه بعد حاج آقای زم، تهیه‌کننده فیلم در نشست مطبوعاتی دموکراسی تو روز روشن، این خبر را تایید کرد و گفت: این جور دستمزدها خیلی هم خوب است و هیچ اشکالی ندارد. بقیه هم باید سر کیسه را شل کنند و موجب تقویت شدن جیب بازیگرانشان شوند. خب حالا اگر یک فلاش بک بزنیم و حرف‌های چند ماه پیش آقای کارگردان را مرور کنیم، حق داریم متعجب شویم.
    علی عطشانی، کارگردان فیلم دموکراسی تو روز روشن‌ با رد کامل این خبر از شنیدن آن شگفت‌زده شد و به وطن امروز گفت: من نمی‌دانم روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها این خبر را با چه منبعی کار کرده‌اند؟ نمی‌دانم این ارقام را از کجا آورده‌اند؟ اینها که گفتند ۹۰ میلیون، یکباره می‌گفتند ۹۰۰?میلیون تا این خبر خنده‌دار‌تر شود. وی که بسیار از این خبر و مسائل‌ پیرامون آن برآشفته شده بود، ادامه داد: مبلغی که به محمدرضا گلزار داده شده، خیلی کمتر از همه این شنیده‌هاست. گلزار مبلغی معمولی و عادی برای این فیلم دریافت کرده و مطمئن باشید این خبرها کذب محض و بیشتر شبیه یک جوسازی است.

    این جملات نشان می‌دهند که خبرنگاران همیشه مرغ عروسی و عزا هستند و هر کس از هر جا شاکی باشد، ناراحتی‌اش را سر این قشر محترم خالی می‌کند. البته سینماگران حق دارند که از برخی زردنامه‌ها گلایه کنند. این نکته را یادمان باشد که در زردنامه‌ها چیزی به نام خبرنگار وجود ندارد. آنها تعدادی نیروی «خبر بردار» دارند که اخبار را از سایت‌های این طرف و آن طرف کپی‌برداری می‌کنند. البته بعضی‌هایشان هم متکی به نیروی تخیل هستند و هر چه در لحظه به ذهنشان برسد، می‌نویسند. زردنامه‌نویسان خیلی علاقه دارند به زندگی گلزار سر و سامانی بدهند، بنابراین هر چند وقت یک بار فهرستی از کسانی که این سوپراستار به آنها پیشنهاد خواستگاری داده، چاپ می‌کردند. خطرناک‌ترین شایعه مربوط به گلزار خبر دروغ خواستگاری او از مهناز افشار بود که در سایت‌های اینترنتی منتشر شد. آنها پیاز داغ این خبر را زیاد کردند و گفتند رابطه صمیمی‌شان در سر صحنه فیلم «آتش‌بس» تهمینه میلانی شکل گرفته است. این دو تا بازیگر آنقدر از شنیدن این خبر دروغ عصبانی شده بودند که بلافاصله از یکی از رنگین‌نامه‌ها شکایت کردند.
    موضوع دیگری که زردنامه‌ها خیلی به آن علاقه نشان دادند، خبر ممنوع‌التصویر شدن گلزار بود. آنها نشستند کارنامه گلزار را بررسی کردند تا ببینند کدام یک از اعمال نیک و بدش منجر به ممنوع‌التصویری او شده است. خیلی‌هایشان حدس زدند که دستمزد ۷۰ میلیونی گلزار علت اصلی قضیه بوده است.
    آنها چند دلیل دیگر هم کشف کردند: او به دلیل اختلاف با صاحبان یک پروژه سینمایی و تعهداتی که به آن عمل نکرده جریمه شده است، در سینمای ایران نباید کسی ستاره شود پس… .
    هنگامی که فیلم دو خواهر‌ با بازی او اکران شد، خیلی‌ها خیالشان بابت رفع ممنوع‌التصویری‌اش راحت شد، اما خیالپردازی درباره دلایل و چگونگی بازگشت دوباره‌اش همچنان ادامه داشت.
    پروژه شایعه‌سازی درباره این بازیگر زمانی دوباره کلید خورد که خبر دستگیری‌اش منتشر شد.
    یکباره کلی داستان خیالی درباره بازداشت او ساخته شد: چند تهیه‌کننده سینما از او شکایت کرده‌اند، او در حالتی ویژه و با سرعت بیش از حد مجاز در یکی از بزرگراه‌های دبی رانندگی می‌کرده، گلزار را در یک مهمانی دستگیر کرده‌اند و… .
    هدیه تهرانی،‌ آرامش در غیاب دیگران
    هدیه تهرانی سعی کرده خیلی جلوی چشم خبرنگاران آفتابی نشود، اما زردنامه‌ها همواره با اخبار جنجالی‌شان او را مورد لطف و عنایت قرار داده‌اند. زمانی که او برای مدتی با سینما خداحافظی کرد تا حدودی از دست مزاحمت‌های شایعه‌سازان راحت شد.
    یکی از قدیمی‌ترین شایعه‌ها این بود که او می‌خواهد مجری یک شبکه ماهواره‌ای به نام صبا‌ شود. پس از این که همه نیروهای سیاسی، فرهنگی و هنری این شایعه را تکذیب کردند، بهروز افخمی موضوع را کمی شفاف‌تر کرد و گفت:‌ ‌گرچه هیچ اشکال و مانعی برای همکاری هدیه تهرانی با شبکه صبا وجود نداشت، اما به علت آن که توان پرداخت دستمزد او را نداریم، از همان ابتدا قصد نداشتیم که از وی به عنوان مجری این شبکه استفاده کنیم. در حالی که این مساله را بارها و بارها اعلام کردیم که خانم تهرانی با ما همکاری ندارد و اخباری که در این زمینه گفته می‌شد را تکذیب می‌کردیم.
    با این حرف‌های بهروز افخمی (که آن زمان به عنوان مدیر شبکه تلویزیونی صبا از او یاد می‌شد) معلوم شد که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.
    بمب خبری زردنامه درباره تهرانی‌ این بود که فیلمبردار «ارباب حلقه‌ها» از این بازیگر خواستگاری کرده است. شاخ و برگ‌های این شایعه هم در نوع خود جالب بود.
    می‌گفتند او در تهران با این فیلمبردار سرشناس استرالیایی آشنا شده و در فرانسه تجدید دیدار کرده و قرار است مراسم خواستگاری را در تهران به‌جا آورند.
    البته زردنامه‌ها افراد دیگری را در هم صف خواستگاران تهرانی جای داده‌اند که از آوردن نام آنها معذوریم. در زمستان سال گذشته نمایشگاه عکس این خانم بازیگر هم حسابی خبرساز شد.
    او خود اعلام کرد: سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ۲۲۰ میلیون تومان برای برپایی نمایشگاه عکسش به وی کمک کرده است.
    در کنار این خبر، سخنگوی این سازمان اعلام کرد تنها ۱۲۰ میلیون تومان به این هنرمند اعطا شده است. بنابراین خوانــندگان‌روزنــامه‌ها سرگیـــجه گرفتـــند و نفهمیدند کدام خبر را باید باور کنند.
    حاشیه‌های مربوط به هدیه تهرانی تا چند ماه بعد ادامه داشت؛ بویژه زمانی که عکس ۲ نفره او با اسفندیار رحیم‌مشایی منتشر شد.
    رئیس دفتر رئیس‌جمهور یک بار موضوع ترفندهای رایانه‌ای برای نزدیک نشان دادن فاصله وی و هدیه تهرانی را مطرح کرد و بار دیگر گفت: عکاس، عکس را از زاویه‌ای گرفته که نزدیک هم دیده شویم.

    فهرستی از مهم‌ترین شایعات سینمایی زرد‌نامه‌ها

    نیکی کریمی می‌خواهد در انتخابات مجلس نامزد شود.
    بهرام رادان‌ به خاطر بی‌احترامی به سیمرغ جشنواره، ممنوع‌التصویر شده است.
    قرار است مسعود ده‌نمکی، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی شود.
    صدای چاوشی باعث توقیف فیلم «سنتوری» شده است.
    میترا حجار قرار است در فیلم آمریکایی Stellina Blue به کارگردانی گابریل اسکات بازی کند.
    بهاره رهنما تصادف کرده و به کما رفته است.
    حمیده خیرآبادی تنهاست و اطرافیانش به او رسیدگی نمی‌کنند. او از همسایگان تقاضا کرده به خانه سالمندان منتقلش کنند.
    کریم باقری قرار است در یک فیلم سینمایی بازی کند.
    گلشیفته فراهانی به خاطر بازی در فیلم «مجموعه دروغ‌ها» به کارگردانی ریدلی اسکات ممنوع‌الخروج شده است.
    آتش‌سوزی سینما جمهوری یک ماجرای سیاسی بوده و توسط مخالفان لیلا حاتمی و علی مصفا انجام شده است.
    قرار است مسعود ده‌نمکی فیلم تبلیغاتی احمدی‌نژاد را بسازد.
    میترا حجار به خاطر بی‌احترامی به داوران جشنواره فیلم فجر، ممنوع‌التصویر شده است.
    موضوع: تفریح و سرگرمی, مطالب جالب | بازدید: 227 | تاریخ ارسال: ۱۷ خرداد ۱۳۸۹
    دختری که با فرشتگان و مردگان صحبت می‌کرد!! (+عکس)


    شهر کوچک «واتسکا» واقع در شمال شرقی ایالت ایندیانا درست شبیه به دیگر شهرهای کوچک نیمه وسترن و کشاورزنشین اواخر قرن نوزدهم آمریکا بود و کمتر اتفاق عجیبی در آن می‌افتاد تا اینکه ماه جولای سال ۱۸۷۷ فرا رسید. در این ماه بود که برای نخستین بار «معمای واتسکا» آغاز شد.

    در ماه جولای سال ۱۸۷۷ دختر ۱۳ ساله‌ای به نام «لورنسی ونوم» برای اولین بار به عالم خلسه عجیب و غریبی فرو رفت و گفت با فرشتگان و ارواح مردگان صحبت می‌کند! این جملات عجیب گاه روزی چند بار به وقوع می‌پیوست و بعضی از آنها ساعت‌ها به طول می‌انجامید. در طول مدت خلسه، لورنسی با صداهای مختلف صحبت می‌کرد و از مکان‌هایی سخن می‌گفت که در طول عمرش آنجا را ندیده و تعریفش را نشنیده بود و وقتی سرانجام از آن حالت خارج می‌شد هیچ یک از آن حرف‌ها و حالت‌ها را به خاطر نمی‌آورد.
    خبر اتفاقات عجیبی که در خانه توماس و لورنیدا ونوم می‌افتاد به سرعت در شهر پیچید و حتی به دیگر شهرها نیز راه یافت و همه آرزو داشتند به واتسکا بروند و این دختر عجیب را ببینند. در آن زمان تلاش برای ارتباط با ارواح در آمریکا به اوج خود رسیده بود و خیلی‌ها به این موضوع علاقه نشان می‌دادند و می‌خواستند بدانند لورنسی چطور با عالم ارواح ارتباط برقرار می‌کند ولی خانواده ونوم علاقه‌ای به این موضوع نداشتند و تنها به آرامش و سلامت دخترشان می‌اندیشیدند.
    نها لورنسی را از این دکتر به آن دکتر می‌بردند تا شاید کسی بیماری عجیب او را تشخیص داده و او را درمان کند ولی در نهایت به آنها گفته شد لورنسی دچار بیماری روحی شده و باید برای درمان به آسایشگاه روانی ایالتی برود. خانواده دلشکسته ونوم که فکر می‌کردند این کار تنها راه نجات دخترشان است تصمیم گرفتند او را در آسایشگاه بستری کنند.اما پیش از بستری شدن لورنسی یعنی در ماه ژانویه ۱۸۷۸ مردی به نام «آسا راف» که ساکن واتسکا بود به خانه پدری ونوم رفت. او گفت که دخترش «مری» درست همین مشکل لورنسی را داشت و از آنها تقاضا کرد لورنسی را به آسایشگاه بفرستند زیرا دختر او «مری» نیز به آسایشگاه روانی فرستاده شده و در آنجا فوت کرد. آقای راف معتقد بود روح مری هنوز در کنار آنهاست و احساس می‌کرد این روح حالا در جسم لورنسی ونوم حلول کرده است! این آغاز یک سری اتفاقات بود که شهر واتسکا را تکان داد و معمایی را به وجود آورد که تا امروز حل نشده باقی مانده است. برای درک این موضوع باید اول به «مری راف» و زندگی او بپردازیم:
    «مری» دختر «آساراف» در اکتبر ۱۸۴۶ به دنیا آمد و از شش ماهگی دچار حملات روحی یا صرعی عجیبی می‌شد. این حملات تا ۱۹ سالگی ادامه داشت و بر شدت آنها افزوده می‌شد تا سرانجام روز ۵ جولای سال ۱۸۶۵ در آسایشگاه جان سپرد. او در کودکی از صداهایی شکایت می‌کرد که در سر خود می‌شنید. این صداها به او امر می‌کردند که کارهایی را انجام دهد که می‌دانست درست نیست. وقتی بزرگ‌تر شد ساعت‌های متمادی به عالم خلسه فرو می‌رفت. در طول این مدت قدرت عجیبی می‌یافت و از چیزهایی صحبت می‌کرد که در اوقات معمولی چیزی از آنها نمی‌دانست.

    آنها چیزی نمی‌دانستند



    وقتی مری از دنیا رفت، لورنسی تقریبا یک ساله بود. وقتی هفت ساله بود به همراه خانواده به «واتسکا» نقل مکان کرد. خانواده ونوم هیچ چیزی از داستان عجیب مری نمی‌دانستند ولی روز ۱۱ جولای ۱۸۷۷ اتفاقات عجیب شروع شد. آن روز وقتی لورنسی از خواب بیدار شد احساس سرگیجه و حالت تهوع داشت. او پیش مادرش به آشپزخانه رفت و گفت حالش بد است و ناگهان غش کرد و افتاد. پنج ساعت بعد لورنسی از خواب بیدار شد و گفت حالش خوب شده است ولی همان روز اولین حمله خلسه به او دست داد. او در حالت خلسه می‌گفت ارواح بسیاری را می‌بینید و حتی روح برادرش را که در سال ۱۸۷۴ مرده بود را هم می‌دید. او در این وضعیت با صداهای مختلف مردانه و زنانه و گاه به زبان‌های خارجی عجیب و غریبی حرف می‌زد. داستان لورنسی و وضعیت او تیتر درشت روزنامه‌ها شد و آقای راف بیش از هر کسی که خبرهای او را دنبال می‌کرد و وقتی فهمید والدین لورنسی می‌خواهند او را به آسایشگاه بسپارند بلافاصله به سراغ آنها رفت و آنها را قانع کرد اجازه دهند «دکتر وینچستر استیونس» روانشناس او را ببینند.
    خانم و آقای ونوم با تردید پذیرفتند و دکتر استیونس، لورنسی را هیپنوتیزم کرد و سعی نمود با ارواح درون جسم او ارتباط برقرار کند. چند ثانیه بعد لورنسی شروع به صحبت با صدایی مردانه شد و سپس از طرف روح فردی به نام کاترینا هوگان و بعد از آن مردی به نام «ویلی کانینگ» حرف زد. بعد از یک ساعت او اعلام کرد نام روحی که در جسم اوست «مری راف» می‌باشد. این حالت تا روز بعد ادامه داشت و لورنسی ادعا می‌کرد «مری راف» است. او نمی‌دانست کجاست و خانم و آقای ونوم یعنی پدر و مادرش را نمی‌شناخت. در این وقت همسر و دختر آقای راف که «مینروا» نام داشت به خانه ونوم‌ها آمدند. لورنسی بلافاصله پس از دیدن آنها گفت: مامان و «نروی» آمدند. جالب اینجاست که پس از مرگ مری دیگر هیچکس مینروا را «نروی» صدا نمی‌زد!
    روز یازدهم فوریه لورنسی یا همان «مری» به خانه، پدری راف که آنجا را خانه خود می‌دانست رفت و خیلی احساس راحتی می‌کرد او تمام همسایه‌ها را می‌شناخت و نسبت به خانم و آقای ونوم غریبی می‌کرد. او در آن خانه بسیار خوشحال بود و هیچ مشکل روحی نداشت. تا هفت ماه بعد این وضعیت ادامه داشت و در این مدت خانم و آقای ونوم مرتب به دخترشان سر می‌زدند. سرانجام در اوایل ماه می‌ ۱۸۷۸ لورنسی به خانواده راف گفت وقت رفتن نزدیک است ولی از این بابت خیلی غمگین ناراحت بود. دو روز بعد مری رفت و لورنسی به خانه خانواده ونوم بازگشت. از آن به بعد لورنسی دیگر مشکل روحی و حالت خلسه نداشت و اثری از بیماری در او دیده نشد. پدر و مادرش مطمئن شدند که دخترشان درمان شده است و از این بابت از روح «مری راف» ممنون بودند.
    واقعا چه اتفاقی در شهر کوچک واتسکا افتاد؟ آیا به واقع روح مری راف جسم لورنسی را تسخیر کرده بود؟ خانواده‌های این دو دختر و صدها نفر از کسانی که از نزدیک آنها را می‌شناختند از این بابت مطمئن بودند. ولی چه توضیح دیگری می‌توان برای آن اتفاقات و معمای واتسکا داشت؟!
    موضوع: تفریح و سرگرمی, مطالب جالب | بازدید: 308 | تاریخ ارسال: ۱۶ خرداد ۱۳۸۹
    تست هوشی ساده اما پیچیده !

    جای علامت سوال چه عددی می‌گذارید؟
    ۵ = ۱
    ۲۵ = ۲
    ۱۲۵ = ۳
    ۶۲۵ = ۴ 

    ۵ = ؟

    .

    .
    برای مشاهده جواب پائین بروید…
    ولی قبل از آن که جواب را ببینید، دوباره فکر کنید…
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    جای علامت سوال باید عدد ۱ را قرار داد!
    اگر قبول ندارید خط اول را به یاد بیاورید:۵=۱

    نتیجه‌گیری اخلاقی:
    مسائل ساده زندگی را بیخود پیچیده نکنید!

    موضوع: تفریح و سرگرمی, مطالب جالب | بازدید: 217 | تاریخ ارسال: ۵ خرداد ۱۳۸۹
    فقط دو چیز برای نگرانی وجود دارد !

    فقط دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه سالمی یا مریض.

    اگر سالم هستی، دیگه چیزی نمونده که نگرانش باشی؛

    اما اگه مریضی، فقط دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه دست آخر خوب می شی یا می میری.

    اگه خوب شدی که دیگه چیزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛

    اما اگه بمیری، دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه به بهشت بری یا به جهنم.

    اگر به بهشت بری، چیزی برای نگرانی وجود نداره؛

    ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قدیمی می شی که وقتی برای نگرانی نداری!

    پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره

    موضوع: تفریح و سرگرمی, مطالب جالب | بازدید: 107 | تاریخ ارسال: ۵ خرداد ۱۳۸۹
    شعر : گفتگوی خدا و مجنون

    یک شبی مجنون نمازش را شکست

    بی وضو در کوچه لیلا نشست

    عشق آن شب مست مستش کرده بود

    فارغ از جام الستش کرده بود

    (ادامه…)

    موضوع: مطالب جالب | بازدید: 380 | تاریخ ارسال: ۴ خرداد ۱۳۸۹
    آموزش زبان ترکی در ۲۰ ثانیه

    ۱- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:

    کبریت *** کربیت

    تبریز *** تربیز

    ۲- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:

    گازوئیل *** قازوئیل

    تگرگ *** تجرج

    ۳- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:

    گوجه فرنگی *** قوجی فرنجی (یا همان گیرمیز بادمجان)

    ماهی تابه *** مایتابو

    ۴- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:

    قند *** گند

    گلابی *** قلابی

    آقای رئیس *** آی رئیس

    ۵- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:

    مدیر *** مدور

    ۶- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:

    مثال *** میثال

    ابتدا *** ایبتیدا

    چراغ *** چیراگ

    ۷- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و … با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:

    من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد ** من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.

    مرتیکه کثافت درست رانندگی کن *** مرتیچه چثافت درست رانندجی قن

    سلام آقای دکتر *** سلام آی دتر

    زبان بیسیک زبان ***بیسیخ

    چکار می کنی؟ *** چخار موقونو ؟

    ۸- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.

    من با شما نبودم *** من به شما نبودی !

    ۹- ضمیر ملکی متصل به دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:

    حالت خوبه ؟ *** حالش خوبی

    موضوع: تفریح و سرگرمی, مطالب جالب | بازدید: 64 | تاریخ ارسال: ۴ خرداد ۱۳۸۹
    طنز : سوالات بدون پاسخ

    چراچند تا سوال با مزه !

    ۱. چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟
    ۲. چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟
    ۳. چرا با اینکه همه فضولند از فضولی دیگران ناله می کنند؟
    ۴. چرا تو خونه ۴٠ متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
    ۵. چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟
    ۶. چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟
    ۷. چرا تو فروشگاه شهروند و هایپراستار و … چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
    ۸. چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟
    ۹. چرا آدمها وقتی عکس میگیرن به یه جای نامعلوم خیره می شن؟
    ۱۰. چرا وقتی می رن لباس بخرن، پسندشون که میشه تازه میرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟
    ۱۱. چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟
    ۱۲. چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟
    ۱۳. چرا وقتی باطری کنترل تلوزیون تموم میشه دکمه هاشو محکمتر فشار میدن !؟
    ۱۶. چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟
    ۱۷. چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟
    ۱۸. چرا اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟
    ۱۹. چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟
    ۲۰. چرا زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟
    ۲۱. چرا پدر دخترها تو خواستگاری کمتر از همه حرف می زنن؟
    ۲۲. چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟
    ۲۳. چرا وقتی پشت سر یکنفر صحبت میکنن اصلا فکر نمیکنن این غیبته؟
    ۲۵. چرا زنها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟
    ۲۶. چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟
    ۲۷. چرا وقتی شکلات تعارف میکنن اگه بیشتر از یکی بردارن زشته؟
    ۲۸. چرا بند کتونی رو دور مچ پا میبندن ولی بند کفش رو نه؟
    ۲۹. چرا بیدار شدن از خواب تو یه صبح ابری یا بارونی براشون خیلی سخته؟
    ۳۰. چرا واسه مهاجرت دنبال یه جای خوش آب و هوا و دور می گردن؟
    ۳۱. چرا با اینهمه شاعری که در طول تاریخ دارن شعر ترانه هاشون رو مریم حیدرزاده میگه
    ۳۳. چرا سه تار سه تا تار نداره؟
    ۳۴. چرا قرارداد کارمندی رو کارفرماها تنظیم میکنن؟
    ۳۵. چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟
    ۳۶. چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟
    ۳۸. چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه و فکر میکنن همه باید او نیم سانت رو بیشتر ببینن؟
    ۳۹. چرا زنها لوازم ارایش رو روی شصتشون تست میکنن؟ چرا مثل کرم پشت دستشون نمی زنن؟
    ۴۰. چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟
    ۴۱. چرا مردها فرق آرایش ۵٠ هزارتومنی با آرایش ١.۵ میلیون تومنی رو نمیفهمن؟
    ۴۲. چرا کادوهای عروسی رو یه روز بعد از عروسی (پاتختی) می دن؟
    ۴۳. چرا وقتی داماد می رقصه بهش پول می دن؟ مگه داماد رقاصه؟
    ۴۶. چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟
    ۴۷. چرا راننده تاکسی ها از همه بدتر رانندگی میکنن؟
    ۴۸. چرا وقتی به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟
    ۴۹. چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟
    ۵۰. چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟
    ۵۱. چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟
    ۵۴. چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟
    ۵۵. چرا من چندتا عدد رو جا انداختم، کسی نفهمید؟
    ۵۷. چرادونی من چرا پاره نمیشه؟


    موضوع: مطالب جالب | بازدید: 84 | تاریخ ارسال: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹


    Copyright © 2009-2010 Behtarinha.Net| All Rights Reserved
    Powerd By Mahdi Ramezani

    تمامي حقوق مطالب، تصاویر محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سايت ها و نشريات تنها با ذکر منبع و یا صلوات مجاز ميباشد