
برخی زوجها با درایت و برنامه ریزی دقیق صاحب فرزند میشوند، عده ای از زوجین هم بدون اندیشه و غیر مسئولانه، و برخی هم تصمیم میگیرند تا هیچگاه صاحب فرزندی نشوند.
صرف نظر از اینکه شما در کدام دسته جای میگیرید، یک چیز مسلم است، و آن اینست که داشتن فرزند و پرورش آن یک شغل و مسئولیت ۲۴ ساعته و مادام العمر است، و البته پر هزینه و طاقت فرسا. ما در این مقاله به چند پارامتر که به شما کمک میکند تا دریابید آیا آمادگی خوش آمد گویی به عضو جدیدی را در خانواده ی خود دارید یا خیر، اشاره کرده ایم:
۱- آیا رابطه ای با ثبات با شریک خود دارید:
آیا بچه دار شدن توانایی ترمیم و یا تحکیم یک زندگی زناشویی ی متزلزل را دارد؟ خیر. این یک افسانه است. شما بایستی قبل از اینکه صاحب فرزندی شوید خود و شریکتان را بخوبی بشناسید، باید خالصانه به یکدیگر علاقه مند بوده و رابطه ی میان شما صمیمی و کاملاً با ثبات باشد. باید آینده ی رابطه ی شما روشن، مطمئن، قابل پیش بینی و نوید دهنده باشد.
۲- آیا از توان مالی برخوردار میباشید:
یک کودک با وابستگی های مالی فراوانی به این دنیا وارد میشود، که این وابستگی ها با گذشت زمان افزایش نیز می یابند. هزینه های نگهداری و پرورش کودک بی شماراست، از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: هزینه زایمان، هزینه های درمانی (مراجعه به پزشک و تهیه دارو)، نیازهای تغذیه ای و پوشاک، اسباب بازی، مدرسه و شهریه های متعدد دیگر، اوقات فراغت، دانشگاه، ازدواج و…بنابراین لازم است تا شما از یک پشتوانه مالی، یک شغل با درآمد مکفی و پایدار و پس انداز خوبی برخوردار باشید (برخورداری از امنیت شغلی و مالی).
۳- آیا وقت کافی در اختیار دارید:
بسیار خوب، شما از لحاظ مالی تامین میباشید. اما پول نمیتواند نیازهای احساسی و عاطفی فرزند شما را برآورده سازد. کودک شما نیازمند حضور شماست، که هیچ چیز را نمیتوان جایگزین آن کرد، حتی گرانقیمت ترین و مجلل ترین لباسها و اسباب بازیها را. این در مورد پدر و مادر هر دو به یک اندازه صدق کرده و حائز اهمیت است. چنانچه مشغله کاری زیادی دارید بهتر است از بچه دار شدن صرفنظر کنید.
۴- آیا به مسایل بالقوه ی آینده اندیشیده اید:
چنانچه شما و شریکتان متعلق به دو مذهب، فرهنگ، کشور و یا حتی طبقه ی اجتماعی ی متفاوت باشید، این تفاوتها میتواند طی پرورش کودک زمینه ساز مشاجرات و کشمکش های فراوانی گردد. نیازی نیست شما در مورد همه چیزهم عقیده باشید، اما ضروری است بر سر اینکه چگونه در آینده مصالحه و سازش خواهید کرد توافق حاصل کرده باشید.
۵- آیا از سلامت کامل جسم و روان برخوردار میباشید:
شما و شریکتان قبل از بارداری باید کاملا سالم باشید. پیش از بارداری بایستی تحت یک چک آپ کامل قرار گیرید، و وجود بیماریهای خطرناک از قبیل اچ آی وی در شما منتفی گردد. چنانچه به دیابت و فشار خون بالا مبتلا هستید، بایستی تحت نظر متخصص زنان فرزند خود را بدنیا آورید. همچنین انجام آزمایشات ژنتیک قبل از بارداری از اقدامات بسیار ضروری و حیاتی است. سلامت روان شما و شریکتان نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
۶- آیا از دانش کافی در زمینه پرورش کودک بهره مند میباشید:
فرزند پروری یک علم است. شما بایستی از مراحل رشد و تکامل کودک، نحوه مراقبت از کودک، و روانشناسی کودک و نوجوان آگاهی کامل داشته باشید. شما باید بدانید چگونه با یک کودک خردسال و یا نوجوان رفتار کرده و تعامل داشته باشید. شما بمنظور تادیب و تربیت فرزندتان باید از صلاحیت و دانش کافی برخوردار باشید.
۷- آیا شما از حمایت اجتماعی و عاطفی کافی برخوردار هستید:
پرورش کودک بدون یاری دوستان و خانواده کاری بس دشوار و طاقت فرسا است. بنابراین مطمئن گردید از حمایت اجتماعی کافی در رابطه با نگهداری و پرورش فرزندتان بهره مند میباشید.
۸- آیا شما آمادگی ظهور تغییرات جسمی در بدنتان را دارید:
حاملگی و زایمان با اضافه وزن در مادران همراه است (به ویژه در ناحیه شکم). این اضافه وزن ممکن است همیشگی و یا گذرا باشد. به هر صورت برای بازگشت به وضعیت اولیه حداقل ۹ ماه زمان لازم است. بنابراین زوجهای جوان باید آمادگی پذیرش این تغییرات ظاهری را داشته باشند.
۹- آیا برای بی خوابیهای شبانه آمادگی دارید:
بی خوابی های شبانه، از هم گسیختگی در الگوهای خواب، نبود وقت کافی برای رسیدگی به خودتان، رابطه ی جنسی کمتر، تفریح و اوقات فراغت کمتر، ازجمله مشکلات پیش روی شماست که باید با آنها کنار آیید. هشیار باشید که بچه دار شدن در ماههای نخست زندگی ی مشترک میتواند استرس و فشار روحی ی زیادی به شما و شریکتان تحمیل کند. بنابراین سعی کنید تا ۳ سال پس از ازدواجتان صاحب فرزندی نشوید.
۱۰- آیا میتوانید فرزند خود را همانگونه که هست بپذیرد:
شما باید احتمال تولد نوزادی با نقصهای جسمی و روانی را نیز مد نظر داشته باشید ( هر چند اغلب آنها قابل پیشگیری است). ممکن است نوزاد شما، آن طور که در رویاهایتان می پروراندید، نباشد، ممکن است از زیبایی ی دلخواه شما برخوردار نباشد، و یا حتی ممکن است مرده متولد شود. چنانچه پسر و یا دختر بودن کودک برایتان مهم است، بهتر است قید بچه دار شدن را بزنید، چون ممکن است چیزی بر خلاف آرزویتان رقم بخورد.
چند توصیه دیگر:
۱- چنانچه بر مبنای دلایل غلط و غیر منطقی صاحب فرزند شوید، لذت شیرین پدر و مادر شدن به پشیمانی و عذابی ابدی برای شما و فرزندانتان بدل خواهد شد.
۲- برای آینده خود برنامه ریزی کنید و ببینید حضور فرزند در آن چه تغییراتی ایجاد میکند.
۳- فرزند با خود شادی های بسیاری به همراه می آورد، اما در عین حال چالشهای فراوانی نیز پیش روی شما قرار میدهد. فرزند روابط، فعالیتهای روزمره، شغل، وضعیت مالی، و سبک زندگی شما را دستخوش تغییر خواهد کرد.
۴- پیش از بچه دار شدن درباره نحوه ی پرورش کودک با شریکتان صحبت کرده و به توافقات اصولی دست یابید. هر دوی شما در این زمینه باید از آمادگی جسمی، روحی و مالی کافی برخوردار باشید.
۵- شما و شریکتان باید قادر به فرآهم آوردن محیط و فضایی سالم، امن، مطمئن و عاری از تنش برای رشد و بالندگی فرزندتان باشید.
۶- بسیاری از مادران پس از تولد فرزندشان دچار افسردگی پس از زایمان میگرند. از دلایل عمده آن عدم آمادگی برای مادر شدن، ناتوانی در درک حقایق زندگی، توقعات نامعقول و عدم برنامه ریزی قبلی میباشد. به عبارت ساده تر آنها نمی دانند چه میکنند و چه باید بکنند.
۷- سطحی نیادیشید. از افرادی که به تازگی صاحب فرزند شده اند، مشکلات مرتبط با نگهداری کودک را جویا شده و صادقانه ببینید میتوانید از عهده آنها بر آمده و با آنها کنار آیید.

دعوای فرزندان برای خانواده های چند فرزندی چیز عجیب و غریبی نیست. هیچ پدر و مادری نمی توانند ادعا کند که فرزندانشان هیچ وقت با هم دعوا نکرده اند. این مشکل اجتناب ناپذیر است اما بسیاری از ما والدین نمی دانیم با این مشکل چطور برخورد کنیم. گاهی سر هر دو داد می زنیم «بس کنید!»، گاهی طرف فرزند بزرگ تر را می گیریم و گاهی او را محکوم می کنیم و از فرزند کوچک دفاع می کنیم. بعد هم نمی توانیم پیش بینی کنیم که در فضاهای بزرگ تری مثل مدرسه و جامعه چه اتفاقی برای آنها خواهد افتاد.
خیلی وقت ها این مشکل برای ما به یک مشکل اساسی تبدیل می شود اما بدون اینکه خودمان متوجه باشیم، عامل ادامه این دعواها در بین فرزندانمان می شویم. خوشبختانه راه حل این مشکل خیلی هم پیچیده نیست و تنها نیاز به صبر و حوصله ما دارد. باید بپذیریم که اشتباه برخورد کرده ایم و روشمان را تغییر دهیم. آن وقت است که می توانیم کنترل رفتار فرزندانمان را به دست بگیریم.
کتک زدن یا داد زدن سربچه ها روش درستی نیست چون این کارها به فرو نشاندن عصبانیتشان کمکی نخواهد کرد. کافی است آنها را راهنمایی کنید تا خودشان اختلافشان را حل کنند.
ریشه یابی علت ها
۱- برای توجه
علت اختلافات کودکانتان را شناسایی کنید و آنها را تا حد ممکن کم کنید. دعوای بچه های به چند علت است. اگر بعد از چند بار دعوا کردن کودکان متوجه شوند که هنگام دعوا شما توجه بیشتری به آنها نشان می دهید، طبیعی است که از دعوا کردن خوششان بیاید. همین دعوا کردن است که باعث می شود شما برای جدا کردنشان هم که شده آنها را بغل بگیرید و به اتاق دیگری ببرید یا حتی به چشمانشان نگاه کنید و سرشان داد بزنید. ممکن است بگویید این توجه که منفی و بد است. بله، اما وقتی توجه مثبت و تشویق را از کودک دریغ کنید، به هر ترتیب که شده سعی می کند توجه شما را به خودش جلب کند؛ حتی توجه منفی! پس سعی کنید آنقدر به کودک توجه کنید که او مجبور نشود با دعوا شما را متوجه خودش کند.
۲- گفت و گو و بیان احساس
به کودکانتان یاد بدهید که احساساتشان را در زمان عصبانیت، شادی و غم ابراز کنند. خیلی وقت ها کودک قبل از بیان ناراحتی و عصبانیت خود به دیگران، از کتک زدن و رفتارهای خشن استفاده می کند چرا که یاد نگرفته چطور به خواهرش بگوید که دوست ندارد کسی به اسباب بازی اش دست بزند. همین حرف زدن و ابراز ناراحتی مانع از ایجاد هرنوع برخورد لفظی یا فیزیکی می شود.
گاهی ممکن است ندانید چرا دعوا شروع شده است. در این موارد سعی کنید یک طرفه به قاضی نروید و از کسی جانبداری نکنید. از کودکانتان بخواهید که ماجرا را از اول تعریف کنند و هر کدام راه حل هایی را که برای حل اختلاف دارند بگویند. حتی می توانید راه حل ها را روی یک برگه کاغذ بنویسید. ممکن است بعضی راه حل ها خنده دار و نشدنی به نظر برسند اما آنها را هم بنویسید. توانایی آنها برای حل مشکل را دست کم نگیرید. البته شما هم می توانید پیشنهاد بدهید اما صبر کنید تا خود کودکان یکی یکی راه های غیرممکن و نامناسب را خط بزنند تا بالاخره به بهترین راه برای حل اختلافشان برسند.
۱۰ روش برای جلوگیری از دعوا
دعوای بین خواهر و برادرها به اندازه تغییر فصول سال طبیعی است. برخلاف آنچه بیشتر والدین تصور می کنند، دعوای میان فرزندان نشان دهنده سلامت روانی در خانواده است اما در بعضی مواقع این مسأله طبیعی تبدیل به مشکل می شود و نمی توانیم از عهده آن بر بیاییم. برای کنترل اوضاع در این طور مواقع و کاهش دعوا بین کودکانتان، به کاربردن ۱۰ روش می تواند کارساز باشد.
بچه ها از شما یاد می گیرند که چطور اختلافشان را با هم حل کنند. اگر این کار را به آنها آموزش نداده اید، انتظار نداشته باشید بلد باشند به خوبی از عهده این کار بربیایند.
۱- جنگ و دعوا
معمولا یکی از روش هایی که بچه ها برای جلب توجه والدین به آن متوسل می شوند، جنگ و دعوا است. بنابراین اگر به آنها بی توجهی کنید (البته تا زمانی که کار به کتک کاری های خطرناک نرسیده است)، دیگر کمتر از این روش برای جلب توجه استفاده می کنند.
۲- رعایت مساوات
زمانی که بین فرزندانتان دعوا و درگیری پیش می آید ، ممکن است متوجه شوید که کدامشان دعوا را شروع کرده و مقصر است. در چنین وضعیتی به هیچ وجه اظهار نظر نکنید و هرگز طرف هیچ کدامشان را نگیرید.
۳- تشویق هنگام صلح
وقتی که بچه ها به خوبی و بدون مشکل در کنار هم بازی و فعالیت می کنند، نشان بدهید که از این وضعیت خوشحال هستید. طوری رفتار کنید که بفهمند از اینکه با هم خوب هستند و دعوا نمی کنند ، خوشتان آمده است.
۴- شما الگو هستید
اینکه هر از گاهی بحث و مرافعه کردنتان را به آنها نشان دهید، بد نیست؛ البته در صورتی که روش مواجه شدن با آن و حل کردن اختلافات و آشتی کردن را هم به آنها یاد بدهید. بچه ها از شما یاد می گیرند که چطور اختلافشان را با هم حل کنند. اگر این کار را به آنها آموزش نداده اید، انتظار نداشته باشید بلد باشند به خوبی از عهده این کار بربیایند.
۵- همه با هم
فعالیت هایی را برنامه ریزی کنید که همه اعضای خانواده با هم در آن شرکت کنند با فرزندانتان درباره اینکه اعضای خانواده باید با هم همکاری کنند، صحبت کرده و اهمیتش را به آنها گوشزد کنید. از انجام بازی ها و فعالیت هایی که حس رقابت و احتمال دعوای فرزندانتان را افزایش می دهند ، خودداری کنید؛ مگر آنکه بتوانید احساس رقابت آنها را کنترل کنید تا به حسادت تبدیل نشود.
۶- آموزش هنگام آرامش
زمانی با آنها درباره دعا کردنشان صحبت کنید که آرام شده و مشکلاتشان را با هم حل کرده باشند. برای فرزندانتان این سؤال را مطرح کنید که چه کارهای دیگری را می توانستند به جای کتک زدن همدیگر انتخاب کنند و به آنها در پیدا کردن ایده های جدید و جواب دادن به این سؤال کمک کنید.
۷- نتیجه گیری به جای تنبیه
معمولا تنبیه کردن بچه ها فقط آنها را عصبانی تر کرده و باعث می شود بیشتر دعوا راه بیندازند؛ البته کمی سرزنش کردن، طبیعی و اجتناب ناپذیر است اما تا آنجا که می توانید، به جای تنبیه از نتیجه گیری منطقی استفاده کنید.
۸- کنترل عکس العمل ها
وقتی که لازم است بین آنها پادرمیانی کنید، آرامش خود را کاملا حفظ کنید. اگر عصبانی بشوید، مطمئن باشید احتمال اینکه دوباره جنگ و دعوا راه بیفتد، بیشتر کرده اید.
۹- گره ها را کم کنید
فکر کنید ببینید که معمولا چه مسائلی بیشتر باعث اختلاف و دعوای آنها می شود. مثلا اگر می خواهید برای بچه هایتان توپ بخرید ، هرگز برای یکی از آنها توپ قرمز رنگ و برای دیگری آبی رنگ نخرید.
۱۰- همان طور که هست
هر روز به بچه هایتان بگویید که دوستشان دارید و مهم تر از این، علاقه تان را به آنها نشان دهید. بچه هایی که وابستگی عاطفی بیشتری به والدین دارند ، کمتر دعوا می کنند. این کار شاید شما را کاملا از شر دعوای فرزندانتان خلاص نکند اما بی نتیجه هم نیست.
روانشناسان میگویند اینکه پدر هم به اندازه مادر برای رشد روانی کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندانشان میتواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود، از مسائلی است که این روزها زیاد در روانشناسی مورد بحث قرار میگیرد. (ادامه…)
تمامی والدین خواستار تربیت فرزندانی خوب و مودب هستند، به گونه ای که هم در زندگی خانوادگی براحتی با اطرافیان ارتباط برقرار کنند و هم در اجتماع افرادی محترم باشند؛ در غیر این صورت اگر فرزندتان بی ادب است مطمئن باشید هیچ کس دوست ندارد با او همکلام شود، فرزند بی ادب به یک بزرگسال بی ادب تبدیل خواهد شد. (ادامه…)