با چرخاندن کلید، در نالهای میکند و باز میشود، مثل هر شب. کورمال کورمال دنبال کلید برق دست به دیوار میکشد. یک دست مبل راحتی، یک تخته فرش ۹ متری، یخچال ۱۶ فوت و تلویزیون کهنه ۲۱ اینچ باارزشترین چیزهایی هستند که هر شب انتظارش را میکشند. با نوشیدن چند جرعه آب خنک، روی کاناپه ولو میشود و در حالی که هنوز طعم چیزبرگر ساندویچی سر کوچه را زیر زبان مزه مزه میکند و کنترل تلویزیون اعداد یک، دو، سه را نشانه میرود و گوینده خبر ۲۱ سکوت اتاق را میشکند. چشمهایش گرم میشود و چرت میزند.
از سوی دیگر رسانهها جوانان را از آسیبها و نبود امنیت در خانههای مجردی آگاه کنند در صورتی که جوانان از استقلال خود به نحو درستی استفاده نکنند، این استقلال میتواند امنیت جانی و مالی آنها را به مخاطره بیندازد.فردی که در خانه مجردی زندگی میکند به طور طبیعی در سنی قرار دارد که آمادگی ازدواج و مهار یک زندگی مستقل را دارد. بنابراین، افراد به صرف زندگی مجردی نمیتوانند قید تمام اهداف متعالی را بزنند، بلکه خانه مجردی باید زمینه و بستری برای تامین آرامش و تعهد و رسیدن به اهداف متعالی باشد.

خراب کردن رابطه جنس-ی کار چندان سختی نیست… و اگر هدفتان این است، خیلی راحت توصیه های زیر را عملی کنید و مطمئن باشید که ازدواجی فاقد هرگونه رابطه جنس-ی خواهید داشت و به کلی احساس تنهایی و بی کسی خواهید کرد.
رابطه جنس-ی به خاطر احساساتی که همراه آن است خیلی راحت خراب می شود. تمایلات جنس-ی ما به سادگی تحت تاثیر اعتماد به نفس، ناامنی های احساسی، فشارها، انتقادها و انتظارات است.
پس برای اینکه حسابی رابطه جن-سی با همسرتان را خراب کنید، راه های زیر را عملی کنید:
۱٫ فقط چون ازدواج کرده اید انتظار رابطه جن-سی داشته باشید.
هر همسری باید وظایف زناشویی خود را انجام دهد به همین خاطر همسرتان موظف است که با شما رابطه جنسی داشته باشد. این یکی از فواید ازدواج است.
۲٫ هر هفته فقط در یک زمان و مکان خاص رابطه جنس–ی داشته باشید.
بااینکار دیگر هیچکدام از شما با یک زمان یا مکان جدید سورپرایز نخواهید شد. “پنج شنبه شب، ساعت نه و نیم، در تختخواب”. مطمئناً هیچکس از یکنواختی در رابطه جن–سی لذت نمی برد.
۳٫ هربار از یک الگو پیروی کنید.
دقت کنید که هر بار یکسری کارهای یکنواخت و روتین شده را پشت هم انجام دهید. اصلاً مگر در رابطه جن-سی تنوع هم مهم است؟
۴٫ حتماً مست باشید تا به راحتی نرم شوید.
در رابطه جنس-ی فقط خودتان مهم هستید. اگر می دانید که همسرتان از مست شدن شما خوشش نمی آید، باید بداند که اگر واقعاً دوستتان دارد باید تحمل کند.
۵٫ فقط با هدف رابطه ج-نسی به همسرتان دست بزنید.
واقعاً چه کسی به نوازش غیر-جنس-ی نیاز دارد؟ اینطوری همسرتان می فهمد که نوازش کردن و رابطه جنس–ی با هم یکسان است.
۶٫ پیش نوازی را کنار بگذارید و فوراً بروید سر اصل مطلب!
در دنیایی با این سرعت بالا که ما زندگی می کنیم، دیگر چه کسی وقت دارد که آرام آرام رابطه ج-نسی را شروع کند؟ نیازی نیست اینهمه همدیگر را اذیت کنید. دست از اتلاف وقت بردارید و یکسره سراغ عمل اصلی بروید. از این گذشته، هر دوی شما باید صبح بروید سر کار پس باید به اندازه کافی بخوابید.
۷٫ طی رابطه ج-نسی لباسهایتان را درنیاورید.
نیازی نیست که طی رابطه جنس–ی کاملاً لخت شوید چون کار بعد از رابطه جنسیت-ان را هم بیشتر می کند که دوباره لباسها را تن کنید.
۸٫ از عملکرد جنسی همسرتان انتقاد کنید.
اگر اینکار را نکنید همسرتان چطور باید با عیب و ایرادهای کار خود آشنا شود؟ اگر اینکار را نکنید تا آخر می خواهد کارهایی را انجام دهد که شما را آزار می دهد.
۹٫ از ظاهر همسرتان انتقاد کنید.
هرچه سن همسرتان بالاتر می رود و دیگر کمتر به ظاهر خود رسیدگی می کند، حتماً به او بگویید که چقدر ظاهر او میل جنسی شما را سرکوب می کند. اینکار باعث می شود کمی به خودش بیاید و به وضع ظاهرش رسیدگی بیشتری کند.
۱۰٫ موقع رابطه جنس–ی بگذارید تلویزیون روشن بماند.
نباید بگذارید که رابطه جن-سی باعث شود از برنامه تلویزیونی مورد علاقه تان عقب بمانید. پس تلویزیون را روشن نگه دارید و حین رابطه جن-سی برنامه مورد علاقه تان را هم نگاه کنید.
۱۱٫ حین رابطه ج–نسی تلفنتان را هم جواب بدهید.
از کجا می دانید شاید تلفن مهمی باشد و نباید از آن غافل باشید. درمورد اس ام اس و ایمیل هم همینطور. فوراً به آنها جواب بدهید. از این گذشته حین رابطه جنس–ی به دستهایتان که نیاز ندارید و می توانید با آن گوشی تلفن را بگیرید.
۱۲٫ قبل از رابطه جنس–ی، حین رابطه ج-نسی، بعد از رابطه جنس-ی خبررسانی کنید.
در دنیای ارتباطات باید بگذارید همه از وضعیت زندگی جنس-ی شما مطلع باشند. و به نظر شما اگر هر اتفاقی که می افتد را در فیس بوک خبررسانی نکنید آیا اصلاً اتفاق افتاده است؟
۱۳٫ تا جایی که می توانید سریع رابطه جن-سی را تمام کنید، یعنی به محض اینکه ارضاء شدید.
باز هم می گویم در رابطه جنس–ی فقط خود شما مهم هستید. هیچ نیازی نیست که از همسرتان بپرسید که آیا می توانید کاری برای آنها بکنید یا نه. تصورتان این باشد که اگر چیزی نگفته است یعنی همه چیز عالی است.
۱۴٫ وقتی رابطه جن سی تمام شد سریع حال و هوایتان را تغییر دهید.
هرچه زودتر کارتان را تمام کنید سریعتر می توانید بخوابید. حرف زدن را بگذارید برای فردا سر صبحانه. و هیچ نیازی هم به در آغوش گرفتن همدیگر نیست، به قانون شماره ۵ رجوع کنید.
موارد فوق بخشی از راه هایی است که بشدت میتواند بروی زندگی جنس-ی شما و همسرتان تاثیر گذاشته و صدمات جبران ناپذیری به آن وارد کند. همیشه بدانید که رابطه جن-سی صحیح و رضایت بخش یکی از کلیدهای اصلی پایداری روابط زناشویی است. رها کردن همسرتان بدون اینکه وی ارضا شود او را بسیار عصبی و پریشان خاطر نموده به نحوی که این حالت می تواند تا مدتها اثرش باقی بماند و به گونه های مختلف مانند بهانه جویی، دعوا، خیانت، … خود را نمودار سازد. بنابراین همیشه با کسب آگاهی های لازم در این زمینه سعی در بهبود زندگی جنس-ی خود و همسرتان بنمایید.

برخی زوجها با درایت و برنامه ریزی دقیق صاحب فرزند میشوند، عده ای از زوجین هم بدون اندیشه و غیر مسئولانه، و برخی هم تصمیم میگیرند تا هیچگاه صاحب فرزندی نشوند.
صرف نظر از اینکه شما در کدام دسته جای میگیرید، یک چیز مسلم است، و آن اینست که داشتن فرزند و پرورش آن یک شغل و مسئولیت ۲۴ ساعته و مادام العمر است، و البته پر هزینه و طاقت فرسا. ما در این مقاله به چند پارامتر که به شما کمک میکند تا دریابید آیا آمادگی خوش آمد گویی به عضو جدیدی را در خانواده ی خود دارید یا خیر، اشاره کرده ایم:
۱- آیا رابطه ای با ثبات با شریک خود دارید:
آیا بچه دار شدن توانایی ترمیم و یا تحکیم یک زندگی زناشویی ی متزلزل را دارد؟ خیر. این یک افسانه است. شما بایستی قبل از اینکه صاحب فرزندی شوید خود و شریکتان را بخوبی بشناسید، باید خالصانه به یکدیگر علاقه مند بوده و رابطه ی میان شما صمیمی و کاملاً با ثبات باشد. باید آینده ی رابطه ی شما روشن، مطمئن، قابل پیش بینی و نوید دهنده باشد.
۲- آیا از توان مالی برخوردار میباشید:
یک کودک با وابستگی های مالی فراوانی به این دنیا وارد میشود، که این وابستگی ها با گذشت زمان افزایش نیز می یابند. هزینه های نگهداری و پرورش کودک بی شماراست، از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: هزینه زایمان، هزینه های درمانی (مراجعه به پزشک و تهیه دارو)، نیازهای تغذیه ای و پوشاک، اسباب بازی، مدرسه و شهریه های متعدد دیگر، اوقات فراغت، دانشگاه، ازدواج و…بنابراین لازم است تا شما از یک پشتوانه مالی، یک شغل با درآمد مکفی و پایدار و پس انداز خوبی برخوردار باشید (برخورداری از امنیت شغلی و مالی).
۳- آیا وقت کافی در اختیار دارید:
بسیار خوب، شما از لحاظ مالی تامین میباشید. اما پول نمیتواند نیازهای احساسی و عاطفی فرزند شما را برآورده سازد. کودک شما نیازمند حضور شماست، که هیچ چیز را نمیتوان جایگزین آن کرد، حتی گرانقیمت ترین و مجلل ترین لباسها و اسباب بازیها را. این در مورد پدر و مادر هر دو به یک اندازه صدق کرده و حائز اهمیت است. چنانچه مشغله کاری زیادی دارید بهتر است از بچه دار شدن صرفنظر کنید.
۴- آیا به مسایل بالقوه ی آینده اندیشیده اید:
چنانچه شما و شریکتان متعلق به دو مذهب، فرهنگ، کشور و یا حتی طبقه ی اجتماعی ی متفاوت باشید، این تفاوتها میتواند طی پرورش کودک زمینه ساز مشاجرات و کشمکش های فراوانی گردد. نیازی نیست شما در مورد همه چیزهم عقیده باشید، اما ضروری است بر سر اینکه چگونه در آینده مصالحه و سازش خواهید کرد توافق حاصل کرده باشید.
۵- آیا از سلامت کامل جسم و روان برخوردار میباشید:
شما و شریکتان قبل از بارداری باید کاملا سالم باشید. پیش از بارداری بایستی تحت یک چک آپ کامل قرار گیرید، و وجود بیماریهای خطرناک از قبیل اچ آی وی در شما منتفی گردد. چنانچه به دیابت و فشار خون بالا مبتلا هستید، بایستی تحت نظر متخصص زنان فرزند خود را بدنیا آورید. همچنین انجام آزمایشات ژنتیک قبل از بارداری از اقدامات بسیار ضروری و حیاتی است. سلامت روان شما و شریکتان نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
۶- آیا از دانش کافی در زمینه پرورش کودک بهره مند میباشید:
فرزند پروری یک علم است. شما بایستی از مراحل رشد و تکامل کودک، نحوه مراقبت از کودک، و روانشناسی کودک و نوجوان آگاهی کامل داشته باشید. شما باید بدانید چگونه با یک کودک خردسال و یا نوجوان رفتار کرده و تعامل داشته باشید. شما بمنظور تادیب و تربیت فرزندتان باید از صلاحیت و دانش کافی برخوردار باشید.
۷- آیا شما از حمایت اجتماعی و عاطفی کافی برخوردار هستید:
پرورش کودک بدون یاری دوستان و خانواده کاری بس دشوار و طاقت فرسا است. بنابراین مطمئن گردید از حمایت اجتماعی کافی در رابطه با نگهداری و پرورش فرزندتان بهره مند میباشید.
۸- آیا شما آمادگی ظهور تغییرات جسمی در بدنتان را دارید:
حاملگی و زایمان با اضافه وزن در مادران همراه است (به ویژه در ناحیه شکم). این اضافه وزن ممکن است همیشگی و یا گذرا باشد. به هر صورت برای بازگشت به وضعیت اولیه حداقل ۹ ماه زمان لازم است. بنابراین زوجهای جوان باید آمادگی پذیرش این تغییرات ظاهری را داشته باشند.
۹- آیا برای بی خوابیهای شبانه آمادگی دارید:
بی خوابی های شبانه، از هم گسیختگی در الگوهای خواب، نبود وقت کافی برای رسیدگی به خودتان، رابطه ی جنسی کمتر، تفریح و اوقات فراغت کمتر، ازجمله مشکلات پیش روی شماست که باید با آنها کنار آیید. هشیار باشید که بچه دار شدن در ماههای نخست زندگی ی مشترک میتواند استرس و فشار روحی ی زیادی به شما و شریکتان تحمیل کند. بنابراین سعی کنید تا ۳ سال پس از ازدواجتان صاحب فرزندی نشوید.
۱۰- آیا میتوانید فرزند خود را همانگونه که هست بپذیرد:
شما باید احتمال تولد نوزادی با نقصهای جسمی و روانی را نیز مد نظر داشته باشید ( هر چند اغلب آنها قابل پیشگیری است). ممکن است نوزاد شما، آن طور که در رویاهایتان می پروراندید، نباشد، ممکن است از زیبایی ی دلخواه شما برخوردار نباشد، و یا حتی ممکن است مرده متولد شود. چنانچه پسر و یا دختر بودن کودک برایتان مهم است، بهتر است قید بچه دار شدن را بزنید، چون ممکن است چیزی بر خلاف آرزویتان رقم بخورد.
چند توصیه دیگر:
۱- چنانچه بر مبنای دلایل غلط و غیر منطقی صاحب فرزند شوید، لذت شیرین پدر و مادر شدن به پشیمانی و عذابی ابدی برای شما و فرزندانتان بدل خواهد شد.
۲- برای آینده خود برنامه ریزی کنید و ببینید حضور فرزند در آن چه تغییراتی ایجاد میکند.
۳- فرزند با خود شادی های بسیاری به همراه می آورد، اما در عین حال چالشهای فراوانی نیز پیش روی شما قرار میدهد. فرزند روابط، فعالیتهای روزمره، شغل، وضعیت مالی، و سبک زندگی شما را دستخوش تغییر خواهد کرد.
۴- پیش از بچه دار شدن درباره نحوه ی پرورش کودک با شریکتان صحبت کرده و به توافقات اصولی دست یابید. هر دوی شما در این زمینه باید از آمادگی جسمی، روحی و مالی کافی برخوردار باشید.
۵- شما و شریکتان باید قادر به فرآهم آوردن محیط و فضایی سالم، امن، مطمئن و عاری از تنش برای رشد و بالندگی فرزندتان باشید.
۶- بسیاری از مادران پس از تولد فرزندشان دچار افسردگی پس از زایمان میگرند. از دلایل عمده آن عدم آمادگی برای مادر شدن، ناتوانی در درک حقایق زندگی، توقعات نامعقول و عدم برنامه ریزی قبلی میباشد. به عبارت ساده تر آنها نمی دانند چه میکنند و چه باید بکنند.
۷- سطحی نیادیشید. از افرادی که به تازگی صاحب فرزند شده اند، مشکلات مرتبط با نگهداری کودک را جویا شده و صادقانه ببینید میتوانید از عهده آنها بر آمده و با آنها کنار آیید.
ناراحتی اجتماعی
اگر با همسر خود بیرون می روید و او راحت نیست، علامتی دیگر بر فریب می باشد. اگر قبلا دوستان و همکاران همسرتان با شما گرم بودند، اما یک مرتبه از شما دوری می کنند، شاید سعی دارند از مشکل شما فاصله بگیرند. یا اگر با دوستان و همکاران همسرتان در فعالیت های گروهی شرکت می کرده اید، اما الآن شما را طرد می کنند، علتش این است که آنها رازی را می دانند که از افشای آن می ترسند.

روزهای اول آشنایی برای بسیاری از همسران ، سرشار از لحظات گرم و به یاد ماندنی است. روزهایی که انتظار کشیدن برای باهم بودن بسیارلذت بخش است و زن وشوهر گمان می کنند ، عشقشان هرگز پایان نخواهد گرفت.
حرف ها قشنگ است و آرزوها رویایی . هر چقدر هم که منطقی انتخاب کرده باشید باز هم با شروع باهم بودن و محرمیت ، اوج احساسات طرفین روز های شیرینی را می سازد که هرچند با « زیر یک سقف » رفتن کم کم مشکلات و اختلاف نظرها نمایان می شود اما به دلیل جاذبه ی خاصی که همسران برای هم دارند ، این اختلافات تحت الشعاع قرار می گیرد.
اگر همسران در کنار داشتن لحظاتی عاشقانه به فکر نزدیکی بیشتر افکار و روش زندگی شان نباشند ،بعد از مدتی که احساسات و نیازهایشان فروکش کرد ، و جنبه ی منطقی بیشتری گرفت ، مشکلات نمایان تر می شوند.
متاسفانه خیلی از ازدواج ها این سیر را ادامه می دهند و به جایی می رسند که بعد از گذشت سال ها و داشت فرزند یا فرزندان دیگر دو نفر کاملا از هم دور شده و چون دو هم خانه ی کمی آشنا زندگی می کنند.یگر برای دیدن هم انتظار نمی کشند وگاهی از دیدن هم فرار هم می کنند.
مامان بچه ها و بابای بچه ها ، بجای اینکه باز هم با هم از دنیا یشان ،فکرهاو آرزوهای شان صحبت کنند ،اگر فرصتی برای با هم بودن داشته باشند ،آنرا به مدرسه ی فرزند و خرید لوازم خانه و شکایت از خانواده ی هم و در مواقع حاد تر افسوس آرزوهای بر باد رفته می گذرانند.
البته اگر بخواهیم واقع بین باشیم باید بگوئیم که حفظ ارتباط عاشقانه در طول سالیان و با توجه به مشکلات و رویدادهایی که در طول زندگی اجتناب ناپذیر است ،کارساده ای نیست و نیاز به توجه و همراهی طرفین دارد.اما اگر نتیجه بدهد بسیار لذت بخش است . تصور کنید سال های سال زندگی مشترک در کنار کسی که با تمام وجود دوستش دارید ، بسیار شیرین خواهد بود.اصلا تعبیر زیبای «به پای هم پیر شین» که در روز های اول آشنایی خیلی ها به زوج های جوان می گویند، به این معنی نیست که همدیگر را تحمل کنید تا مو هایتان سفید شود بلکه آرزویی است که در پشت کلمات ظاهری اش معنی زیبای عشقی جاودانه را به همراه دارد.
عوامل سرد شدن روابط همسران بعد از گذشت سال ها:
- تغییر در طول زمان .
بین دونفرکه تصمیم به ازدواج می گیرند ، نقاط مشترک زیادی وجود دارد ولی از آنجا که انسان ها در طول زمان تغییر می کنند.هر کدام از همسران هم در طول سالیان تغییر کرده اما با هم و به یک سمت تغییر نمی کنند . به همین دلیل بعد از ده سال هر کدام کیلومتر ها از نقطه ی آغاز فاصله گرفتند ، آن هم در مسیر های مختلف.
-صاحب فرزند شدن.
ورود فرزندان به زندگی همانقدر که علتی است برای امکان بیشتر باهم بودن ، در اثر غفلت زن وشوهر بخصوص زن ،می تواند خود علتی برای فراموش کردن و کم رنگ شدن طرف مقابل باشد.
- ادامه ی تحصیل و علایق شغلی.
هر کدام از همسران ممکن است در طول زندگی مشترک به فکر ادامه ی تحصیل بیافتند و یا در شغلشان پیشرفت کرده و وقت بیشتری را صرف آن کنند و یا حتی در زمانی در کارشان دچار بحران شده و هم وقت بیشتری را بیرون از خانه صرف کنند و هم از لحاظ روحی تحت فشار باشند ، هرکدام از این عوامل اگر درست مدیریت نشود ، ممکن است به ارتباط زن وشوهر لطمه وارد کند.
- از بین رفتن جاذبه های زن وشوهری.
خیلی از همسران بعداز بچه دار شدن و گذشت چند سال ،احساس می کنند دیگر از آن ها گذشته است. حلال خداوند را بر خود حرام کرده و از هر گونه ابراز محبت نسبت به همسر ابا می کنند در صورتی که نیاز ها به قوت خود باقی است وهمین دوری کردن از نیاز طبیعی باعث بد خلقی و بهانه گیری طرفین می شود.
- حل نکردن اختلافات در زمان مناسب.
زن و شوهر هر چقدر هم که زندگی خوبی داشته باشند بالاخره گاهی اختلاف پیدا کرده و ممکن است در حین بگومگو حرف هایی را که نباید ،بگویند. بعضی از همسران کدورت ها را از بین نمی برند ، راجع به آن با یکدیگر حرف نمی زنند و بدین صورت گره های کوچک را تبدیل به گره ای کور می کنند که به این سادگی ها قابل گشودن نیست و همین باعث می شود تا هر گاه به زندگی مشترک شان فکر می کنند ، یاد ناملایمات و خاطرات تلخشان می افتند.
- عدم تلاش برای جذب یکدیگر.
دختر و پسری که برای جای شدن در دل یکدیگر ، هر کاری می کردند و زیباترین واژه ها را بکار می بردند ، دیگر اهمیتی به احساس همسرشان در قبال عملکرد خود نمی دهند و برایشان دیگران (فامیل،همکار،همسایه و..) مهم تر از شریک زندگی شان است.
اگر به زندگی اطرافیان و خودمان توجه کنیم دلایل دیگری را که باعث از بین رفتن احساس روزهای اول آشنایی می شود
را پیدا می کنیم که می تواند به زندگی مان کمک کند . یادمان باشد حفظ رابطه به بهترین وجه ،ارزشمند ترین هدیه ای است که به خود ،همسر و فرزندانمان می دهیم.
خوشبخت و عاشق بمانید…
نظراتتون رو برای کامل تر شدن این مبحث بنویسید.

زوجهای جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترکاند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج میتواند کمک کند که مانع بروز آنها شویم. در پیچ و خم دلدادگی و حرفهای نگفته جوانی، واقعیتهای یک عمر زندگی در کنار یکدیگر و تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارتهای لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل مشکلات زندگی فراموش میشود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک میکند تا مسافتی دورتر از شروع زندگی مشترک و رویاپردازیهای عاشقانه را مشاهده کنیم…
بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج میشوند که نمیدانند درگیر چه مسایلی شدهاند. شما متاهل شدهاید.
خطاهای ۱۰گانه همسران جوان
فکر نکردن به فردای ازدواج
بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج میشوند که نمیدانند درگیر چه مسایلی شدهاند. شما متاهل شدهاید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچارید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و خانواده خودتان را تشکیل دهید. از برنامههای جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید.
تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر
به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کردهاید که عاشقش بودهاید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشمگیری تغییر نمیکنند. پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوتهایی که با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحهدار کرده و زندگی مشترک شما را خراب میکند.
رابطه بد با خانواده همسر
اگر تا این لحظه به رابطه شما لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار میکند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر میشود، همسرتان است که احساس میکند بین شما گیر افتاده است.
مشاجره بهجای گفتگو
پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمیکند. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید، زندگی تان را به مخاطره میاندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روشهای درمانی انجام دهید.
کوتاه بودن افق دید
هیچکس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل مالی، راههای ممکن در صورت بچهدار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیشبینی نشدهای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شدهاید، چارهای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت کنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگتر را داشته باشید.
دعواهای بیهوده
هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث میکند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در که در نظر دیگران بی معنی است. بحثهای خود را برای مسایل مهمتری نگه دارید. این دلخوریها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جورابهای کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوششانس بدانید.
حسادت
همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان میشود که تصور میکند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای رابطه سم است.
زندگی کردن مانند مجردها
اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که شما مجرد بودید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما میدانید درست و غلط چیست. پس کار درست را انجام دهید.
غرور در زندگی مشترک
زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار میکند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمیدهد. او اجازه میدهد غرور و روشهای حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا کند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایمتر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.
با هم نبودن
باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامهریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.

دعوای فرزندان برای خانواده های چند فرزندی چیز عجیب و غریبی نیست. هیچ پدر و مادری نمی توانند ادعا کند که فرزندانشان هیچ وقت با هم دعوا نکرده اند. این مشکل اجتناب ناپذیر است اما بسیاری از ما والدین نمی دانیم با این مشکل چطور برخورد کنیم. گاهی سر هر دو داد می زنیم «بس کنید!»، گاهی طرف فرزند بزرگ تر را می گیریم و گاهی او را محکوم می کنیم و از فرزند کوچک دفاع می کنیم. بعد هم نمی توانیم پیش بینی کنیم که در فضاهای بزرگ تری مثل مدرسه و جامعه چه اتفاقی برای آنها خواهد افتاد.
خیلی وقت ها این مشکل برای ما به یک مشکل اساسی تبدیل می شود اما بدون اینکه خودمان متوجه باشیم، عامل ادامه این دعواها در بین فرزندانمان می شویم. خوشبختانه راه حل این مشکل خیلی هم پیچیده نیست و تنها نیاز به صبر و حوصله ما دارد. باید بپذیریم که اشتباه برخورد کرده ایم و روشمان را تغییر دهیم. آن وقت است که می توانیم کنترل رفتار فرزندانمان را به دست بگیریم.
کتک زدن یا داد زدن سربچه ها روش درستی نیست چون این کارها به فرو نشاندن عصبانیتشان کمکی نخواهد کرد. کافی است آنها را راهنمایی کنید تا خودشان اختلافشان را حل کنند.
ریشه یابی علت ها
۱- برای توجه
علت اختلافات کودکانتان را شناسایی کنید و آنها را تا حد ممکن کم کنید. دعوای بچه های به چند علت است. اگر بعد از چند بار دعوا کردن کودکان متوجه شوند که هنگام دعوا شما توجه بیشتری به آنها نشان می دهید، طبیعی است که از دعوا کردن خوششان بیاید. همین دعوا کردن است که باعث می شود شما برای جدا کردنشان هم که شده آنها را بغل بگیرید و به اتاق دیگری ببرید یا حتی به چشمانشان نگاه کنید و سرشان داد بزنید. ممکن است بگویید این توجه که منفی و بد است. بله، اما وقتی توجه مثبت و تشویق را از کودک دریغ کنید، به هر ترتیب که شده سعی می کند توجه شما را به خودش جلب کند؛ حتی توجه منفی! پس سعی کنید آنقدر به کودک توجه کنید که او مجبور نشود با دعوا شما را متوجه خودش کند.
۲- گفت و گو و بیان احساس
به کودکانتان یاد بدهید که احساساتشان را در زمان عصبانیت، شادی و غم ابراز کنند. خیلی وقت ها کودک قبل از بیان ناراحتی و عصبانیت خود به دیگران، از کتک زدن و رفتارهای خشن استفاده می کند چرا که یاد نگرفته چطور به خواهرش بگوید که دوست ندارد کسی به اسباب بازی اش دست بزند. همین حرف زدن و ابراز ناراحتی مانع از ایجاد هرنوع برخورد لفظی یا فیزیکی می شود.
گاهی ممکن است ندانید چرا دعوا شروع شده است. در این موارد سعی کنید یک طرفه به قاضی نروید و از کسی جانبداری نکنید. از کودکانتان بخواهید که ماجرا را از اول تعریف کنند و هر کدام راه حل هایی را که برای حل اختلاف دارند بگویند. حتی می توانید راه حل ها را روی یک برگه کاغذ بنویسید. ممکن است بعضی راه حل ها خنده دار و نشدنی به نظر برسند اما آنها را هم بنویسید. توانایی آنها برای حل مشکل را دست کم نگیرید. البته شما هم می توانید پیشنهاد بدهید اما صبر کنید تا خود کودکان یکی یکی راه های غیرممکن و نامناسب را خط بزنند تا بالاخره به بهترین راه برای حل اختلافشان برسند.
۱۰ روش برای جلوگیری از دعوا
دعوای بین خواهر و برادرها به اندازه تغییر فصول سال طبیعی است. برخلاف آنچه بیشتر والدین تصور می کنند، دعوای میان فرزندان نشان دهنده سلامت روانی در خانواده است اما در بعضی مواقع این مسأله طبیعی تبدیل به مشکل می شود و نمی توانیم از عهده آن بر بیاییم. برای کنترل اوضاع در این طور مواقع و کاهش دعوا بین کودکانتان، به کاربردن ۱۰ روش می تواند کارساز باشد.
بچه ها از شما یاد می گیرند که چطور اختلافشان را با هم حل کنند. اگر این کار را به آنها آموزش نداده اید، انتظار نداشته باشید بلد باشند به خوبی از عهده این کار بربیایند.
۱- جنگ و دعوا
معمولا یکی از روش هایی که بچه ها برای جلب توجه والدین به آن متوسل می شوند، جنگ و دعوا است. بنابراین اگر به آنها بی توجهی کنید (البته تا زمانی که کار به کتک کاری های خطرناک نرسیده است)، دیگر کمتر از این روش برای جلب توجه استفاده می کنند.
۲- رعایت مساوات
زمانی که بین فرزندانتان دعوا و درگیری پیش می آید ، ممکن است متوجه شوید که کدامشان دعوا را شروع کرده و مقصر است. در چنین وضعیتی به هیچ وجه اظهار نظر نکنید و هرگز طرف هیچ کدامشان را نگیرید.
۳- تشویق هنگام صلح
وقتی که بچه ها به خوبی و بدون مشکل در کنار هم بازی و فعالیت می کنند، نشان بدهید که از این وضعیت خوشحال هستید. طوری رفتار کنید که بفهمند از اینکه با هم خوب هستند و دعوا نمی کنند ، خوشتان آمده است.
۴- شما الگو هستید
اینکه هر از گاهی بحث و مرافعه کردنتان را به آنها نشان دهید، بد نیست؛ البته در صورتی که روش مواجه شدن با آن و حل کردن اختلافات و آشتی کردن را هم به آنها یاد بدهید. بچه ها از شما یاد می گیرند که چطور اختلافشان را با هم حل کنند. اگر این کار را به آنها آموزش نداده اید، انتظار نداشته باشید بلد باشند به خوبی از عهده این کار بربیایند.
۵- همه با هم
فعالیت هایی را برنامه ریزی کنید که همه اعضای خانواده با هم در آن شرکت کنند با فرزندانتان درباره اینکه اعضای خانواده باید با هم همکاری کنند، صحبت کرده و اهمیتش را به آنها گوشزد کنید. از انجام بازی ها و فعالیت هایی که حس رقابت و احتمال دعوای فرزندانتان را افزایش می دهند ، خودداری کنید؛ مگر آنکه بتوانید احساس رقابت آنها را کنترل کنید تا به حسادت تبدیل نشود.
۶- آموزش هنگام آرامش
زمانی با آنها درباره دعا کردنشان صحبت کنید که آرام شده و مشکلاتشان را با هم حل کرده باشند. برای فرزندانتان این سؤال را مطرح کنید که چه کارهای دیگری را می توانستند به جای کتک زدن همدیگر انتخاب کنند و به آنها در پیدا کردن ایده های جدید و جواب دادن به این سؤال کمک کنید.
۷- نتیجه گیری به جای تنبیه
معمولا تنبیه کردن بچه ها فقط آنها را عصبانی تر کرده و باعث می شود بیشتر دعوا راه بیندازند؛ البته کمی سرزنش کردن، طبیعی و اجتناب ناپذیر است اما تا آنجا که می توانید، به جای تنبیه از نتیجه گیری منطقی استفاده کنید.
۸- کنترل عکس العمل ها
وقتی که لازم است بین آنها پادرمیانی کنید، آرامش خود را کاملا حفظ کنید. اگر عصبانی بشوید، مطمئن باشید احتمال اینکه دوباره جنگ و دعوا راه بیفتد، بیشتر کرده اید.
۹- گره ها را کم کنید
فکر کنید ببینید که معمولا چه مسائلی بیشتر باعث اختلاف و دعوای آنها می شود. مثلا اگر می خواهید برای بچه هایتان توپ بخرید ، هرگز برای یکی از آنها توپ قرمز رنگ و برای دیگری آبی رنگ نخرید.
۱۰- همان طور که هست
هر روز به بچه هایتان بگویید که دوستشان دارید و مهم تر از این، علاقه تان را به آنها نشان دهید. بچه هایی که وابستگی عاطفی بیشتری به والدین دارند ، کمتر دعوا می کنند. این کار شاید شما را کاملا از شر دعوای فرزندانتان خلاص نکند اما بی نتیجه هم نیست.

اگر شما و شریکتان ترجیح می دهید شبها را جلوی تلویزیون بگذرانید تا این که بیرون بروید و فرصتی برای با هم بودن و رلکس کردن داشته باشید باید به شما اخطار کنیم که این چیز خوبی نیست.
خوب زندگی کنید
اگر شما و شریکتان ترجیح می دهید شبها را جلوی تلویزیون بگذرانید تا این که بیرون بروید و فرصتی برای با هم بودن و رلکس کردن داشته باشید باید به شما اخطار کنیم که این چیز خوبی نیست.
۶ - بازی با یکدیگر:
او می گوید: من زمانی را هم برای خودم گذاشته ام. به ورزش میروم و به خودم میرسم و گاهی نیز با همسرم خلوت میکنم .ما می توانیم بمدت ۳ ساعت با هم بودن را مدیریت کنیم و می توانیم همه دلخوریهایمان را بهبود بخشیم . با هم قدم میزنیم و سینما میرویم و ….
بلیط کنسرت،اپرا یا نمایش بخرید از پیش بینی لذت ببرید.شرنج تان را بهتر کنید یا یاد بگیرید چگونه در محل اول قرار بگیرید کتابی را با هم بخوانید به یک قطار تفریحی بروید برای یک رودخانه یا مصب بومی قایق پارویی کرایه کنید به اسکیت بروید بازار کشاورزی محل خودرا ببینید و برای یکدیگر غذا درست کنید امکاناتی پایان ناپذیر وجود دارد.

دانستن این که چه وقت جمله “دوستت دارم” را بیان کنیم، نیاز به مهارت دارد. این عبارت تنها دو کلمه دارد اما وقتی شخصی برای اولین بار این عبارت را در رابطه اش به کار می برد، رویداد عظیمی رخ می دهد. اگر آن را بسیار زود بگویید، خطر کرده و ممکنست شخصی را که دوست دارید، بترسانید. اگر این جمله را خیلی دیر بگویید، خطر کرده و ممکنست این حس را به طرف مقابل القا کنید که به او توجهی ندارید. اگر بتوانید از رابطه خود یک قدم به عقب بردارید، به احساسات خود فکر کنید و زمان صرف کنید، می توانید این جمله را در بهترین زمان آن اظهار کنید.
روانشناسان میگویند اینکه پدر هم به اندازه مادر برای رشد روانی کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندانشان میتواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود، از مسائلی است که این روزها زیاد در روانشناسی مورد بحث قرار میگیرد. (ادامه…)